غدیر چیست؟

عید غدیر خم
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

 


منابع:
1- قرآن
2- دايره المعارف تشيع، جلد ششم، تهران: نشر شهيد محبي، 1376.
3- دشتي، محمد، جايگاه غدير، قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين (ع)، 1380. 
4- دواني،علي، غدير خم: حديث ولايت، تهران: نشر مطهر، 1383.
5- رضواني، علي اصغر، غدير شناسي و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمكران )، 1384.

اعمال شب و روز عيد غدير

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد.    پیامبر اکرم (ص)

ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)

هر که من مولای اویم پس علی مولای او است .  پیامبر اکرم (ص)

روز غدیر خم برترین عید امت من است .  پیامبر اکرم (ص)

خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .  حضرت فاطمه زهرا (س )
 

اعمال شب و روز عيد غدير
شب هيجدهم شب عيد غدير و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده ركعت نماز به يك سلام به كيفيتى مخصوص براى اين شب با دعائى نقل كرده است

روز هيجدهم روز عيد غدير عظيمترين اعياد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پيغمبرى را مگر آنكه عيد كرده است اين روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش ‍ در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق است و روايت است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا مسلمانان را عيدى هست غير از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عيدى هست كه از همه حرمتش بيشتر است

راوى گفت كدام عيد است فرمود كه آن روزى است كه نَصْبْ كرد حضرت رسول (ص) حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) را به خلافت خود و فرمود كه هر كه من مولى و آقاى اويم پس على مولى و آقا و پيشواى او است و آن روز هيجدهم ذى الحجّه است راوى گفت كه چه كار در آن روز بايد كرد فرمود كه بايد روزه بداريد و عبادت كنيد و محمد و آل محمدعَليهمُ السلام را ياد كنيد و بر ايشان صَلَوات بفرستيد و وصيّت كرد رسول خدا(ص) اميرالمؤ منين علی  (ع) را كه اين روز را عيد گرداند و هر پيغمبرى وصىّ خود را وصيّت مى كرد كه اين روز را عيد گردانند و در حديث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعليه السلام كه فرمود اى پسر ابى نصر هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدير نزد قبر مطهّر حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) حاضر شوى بدرستى كه خدا در اين روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ايشان را و در اين روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و يك درهم كه در اين روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى و احسان كن در اين روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم كه اگر مردم فضيلت اين روز را بدانند چنانكه بايد هر آينه هر روز ده مرتبه ملائكه با ايشان مصافحه كنند و بالجمله تعظيم اين روز شريف لازم و اعمال آن چند چيز است :

 

اول : روزه كه کفاره شصت سال گناه است و در خبريست كه برابر است با روزه عمر دنيا و معادل است با صد حجّ و صد عمره دوم : غسل  

سوم:  زيارت حضرت اميرالمؤ منين  علی (ع) شایسته است كه انسان هر كجا که باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در اين روز سه زيارت مخصوصه نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروف امین الله است كه از نزديك و دور خوانده مى شود و آن از زيارات جامعه مطلقه است

چهارم :بخواند تعويذى را كه سيّد در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله روايت كرده

پنجم : دو ركعت نماز كند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خیلافت وامامت مردم نصب فرموده  .یک مرتبه سوره مبارکه حمد  ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آية الكرسى بخواند كه برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند پس سر از سجده بردارد و بخواند

 

اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَاَنَّكَواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ كَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِكَ وَاَهْلِ دِينِكَ وَاَهْلِ دَعْوَتِكَ وَوَفَّقْتَنى لِذلِكَ فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً رَاْفَةً مِنْكَ وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ لى تَجْديداً بَعْدَ تَجديدِكَ خَلْقى وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيّاً ناسِياً ساهِياًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِاَنْ ذَكَّرْتَنى ذلِكَ وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَيْتَنى لَهُ فَليَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ يا اِلهى وَسَيِّدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِكَ وَلا تَسْلُبَنيهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِكَ وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّكَ اَحَقُّ المُنعِمينَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِيَكَ بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ غُفْرانَكَ رَبَّنا وَاِلَيكَ المَصيرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلينا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ اَميرِالمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِيَّتِهِ المُؤَيِّدِ بِهِ نَبِيَّهُ وَدينَهُ الْحَقَّ الْمُبينَ عَلَماً لِدينِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَيْبَةَ غَيْبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمينَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِيَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلا يمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيمَةِ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ فَاِنّا يا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَلُطْفِكَ اَجَبْنا داعِيَكَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَكَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّيْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِيَتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَيِّهِمْ وَمَيِّتِهِمْ وَرَضينا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَليجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَكَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَكُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُكَ اَنّا نَدينُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدينُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْكَرُوا اَنْكَرْنا وَمَنْ والَوْا والَيْنا وَمَنْ عادَوْا عادَيْنا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَيْهِ تَرَحَّمْنا عَلَيْهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضينا وَاتَّبَعْنا مَوالِيَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْيِنا ما اَحْيَيْتَنا عَلَيْهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَيْهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِيّاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ فَاِنّ ا بِذ لِكَ ر اضُونَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

خدايا از تو درخواست كنم بدانكه از براى تو است ستايش يگانه اى كه شريك ندارى و توئى يكتاى يگانه اى بى نياز كه فرزندى ندارى و فرزند كسى نيستى و نيست برايت همتائى هيچكس و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى كه هر روز در كارى هستى چنانچه از شاءن تو بود كه بر من تفضل فرمودى به اينكه مرا از اهل اجابتت و از اهل دينت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغازآفرينشم از روى تفضل و كرم و بخششت سپس دنبال آوردى اين فضل را به فضلى دگر و اين بخشش رابه بخششى دگر و اين كرم را به كرمى دگر كه آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا كه تازه كردى اين عهد رابرايم از نو پس از تجديد آفرينشم در صورتى كه من در فراموشى بودم و فراموشكارى و بى خبرىو غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام كردى به اينكه آن را به يادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائيم كردى پس همچنان بايد از شاءن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من كه تمام كنى برايم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى كه بميرانيم بر آن در حالى كه تو از من خوشنود باشى كه براستى تو سزاوارترين نعمت بخشانى كه نعمتت را بر من به پايان رسانى خدايا شنيديم و پيروى كرديم و خواننده ات را اجابت كرديم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانيم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ايمان داريم به خداى يگانه اى كه شريك ندارد و به رسولش محمد صلى اللّه عليه و آله و تصديق كرديم و اجابت كرديمداعى خدا را و پيروى كرديم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولايمان و مولاى مؤ منان اميرمؤ منان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صديق اكبرو حجت او بر آفريدگانش آنكه خداوند پيامبرش و دين حق آشكارش را بوسيله او تاييد كرد نشانه و پرچم دينخدا و خزينه دار دانش او و گنجينه غيب خدا و جايگاه راز خدا و امين خدا برخلق او و گواه او در آفريدگانش خدايا اى پروردگار ما ما شنيديم منادى را كه ندا مى كردبراى ايمان (و مى گفت ) ايمان آوريد به پروردگارتان پروردگارا ما هم ايمان آورديم پس بيامرز گناهانمان راو بديهامان را پوشيده دار و ما را با نيكان بميران پروردگارا عطا كن به ما چيزى را كه بوسيله فرستادگانت به ما وعده دادى ودر روز رستاخيز رسوايمان مكن كه براستى تو خلف وعده نمى كنى ، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تواجابت كرديم داعى تو را و پيروى كرديم از رسول تو و تصديقش كرديم و نيز تصديق كرديم مولاى مؤ منان راوكافر شديم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت ) پس والى ما گردان آن را كه ما به ولايت برگزيديم وبا امامانمان محشورمان كن كه براستى ما بديشان ايمان و اعتقاد داريم و تسليم آنانيم ايمان داريم بر نهانشان و آشكارشان و حاضرشان و غائبشان و زنده شان و مرده شان و خوشنوديم به امامتشان و آقائيشان و همانها ما رادر مابين خود و خدا از ساير خلق كافى هستند نجوئيم بجاى ايشان بدلى و نگيريم جز ايشان همدمى (يا معتمدى ) و بيزارى جوئيم به درگاه خدا از هر كه برپا كند در برابرشان جنگى از جن و انس از اولين و آخرين و كافر شديم به جبت و طاغوت و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پيروانشان و هر كه دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پايان آن خدايا تو را گواه مى گيريم كه ما متدين هستيم بدانچه متدين شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر اووبرايشان بادوگفتارما همان است كه آنهاگفتند ودين ماهمان است كه آنهامتدين بدان بودندهرچه راآنان گفتند ماهم گفتيم وهرچه راآنان متدينبدان شدند ماهم شديم وهرچه را آنان انكار كردند ماهم انكار كرديم وهركه رادوست داشتند دوست داريم وهركه را دشمن دارند دشمن داريم و هر كه را لعن كردند لعن كنيم و از هر كه بيزارى جستند بيزارى جوئيم و بر هر كه ترحم كردند ترحم كنيم ايمان آورديم و تسليم و خوشنود گشتيم و پيروى كرديم از سرورانمان درودهاى خدا بر ايشان بادخدايا پس تو آن را براى ما تكميل كن و از ما سلب مفرما و آنرا پايگاهى ثابت در پيش ما قرار ده وپايگاه عاريت و موقتش قرار مده و زنده مان دار بر همان تا هرگاه كه زنده مان دارى و بميرانمان بر آن هرگاه مى رانديمان ،آل محمد پيشوايان مايند به آنها اقتدا كنيم و آنان را دوست داريم و دشمنشان را كه دشمن خدا است دشمن داريم پس ما را در دنيا و آخرت با ايشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان كه براستى ما به همان خوشنوديم اى مهربانترين مهربانان

پس باز به سجده رود وصد مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و صد مرتبه شُكْراًلِلّهِ بگويد و روايت است كه هر كه اين عمل را بجا آورد ثواب کسی را دارد كه در روز عيد غدير حضرت رسول اکرم (ص) را ديده باشد  و با آن حضرت بر ولايت علی (ع) بيعت كرده باشد و برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى  برآورده نماند  و...

ششم: بعد از اتمام نماز بهتر است این دعا را بخواند سَمِعْنا رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً  

هفتم : خواندن دعاء ندبه

هشتم : بخواند اين دعا را كه سيد بن طاوس از شيخ مفيد نقل كرده :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَعَلِىٍّ وَلِيِّكَ وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلِي وَاَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى كُلِّ خَيْرٍ عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَاَرْكانِ الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفينَةِ النّاجِيَةِ الْجارِيَةِ فِى الْلُّجَجِ الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِكَ وَاَرْكانِ تَوْحِيدِكَ وَدَعآئِمِ دينِكَ وَمَعادِنِ كَرامَتِكَ وَصِفْوَتِكَ مِنْ بَرِيَّتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ الاْتْقِيآءِ الاْنْقِيآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَمَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّكْرِ الَّذينَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَذَوِى الْقُرْبَى الَّذينَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَمرَوُا بِطاعَتِكَ وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِيَتِكَ وَدَلّوُا عِبادَكَ عَلى وَحْدانِيَّتِكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَنَجيبِكَ وَصَفْوَتِكَ وَاَمينِكَ وَرَسُولِكَ اِلى خَلْقِكَ وَبِحَقِّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَيَعْسُوبِ الدّينِ وَقاَّئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالْفارُوقِ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَكَ وَالدّالِّ عَلَيْكَ وَالصّادِعِ بِاَمْرِكَ وَالْمُجاهِدِ فى سَبيلِكَ لَمْ تَاْخُذْهُ فيكَ لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْيَوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فيهِ لِوَلِيِّكَ الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِكَ وَاَكْمَلْتَ لَهُمُ الّدينَ مِنَ الْعارِفينَ بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّينَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِكَ وَطُلَقائِكَ مِنَ النّارِ وَلاتُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَهُ عيدَكَ الاْكْبَرَ وَسَمَّيْتَهُ فى السَّمآءِ يَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَفِى الاْرْضِ يَوْمَ الْميثاقِ الْمَاْخُوذِ وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَقْرِرْ بِهِ عُيُونَنا وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرينَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْيَوْمِ وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَكَرَّمَنا بِهِ وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَهَدانا بِنُورِهِ يا رَسُولَ اللّهِ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكُما وَعَلى عِتْرَتِكُما وَعَلى مُحِبِّيكُما مِنّى اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّيْلُ وَالنَّهارُ وَبِكُما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللّهِ رَبّى وَرَبِّكُما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَتَيْسيرِ اُمُورى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْيَوْمِ وَاَنْكَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبيلِكَ لاِِطْفآءِ نُورِكَ فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ يُتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَاكْشِفْ عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ الْكُرُباتِ اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً وَاَنْجِزْ لَهُم ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ

خدايا از تو درخواست كنم به حق محمد پيامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه اى كه بدان وسيله آن دو را از ساير مخلوق خود اختصاص دادى كهدرود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع كنى در دادن هر خيرى كه فورى است خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد پيشوايان رهبر و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه هاى فروزان و تدبيركنندگان كار بندگان و پايه هاى جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و كشتى نجات كه روان است در درياهاى ژرف پرآب خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجينه هاى دانشت و پايه هاى محكم توحيد تو و ستونهاى دين تو و معدنهاى كرامتت و برگزيدگان از خلقت و بهترين آفريدگانت آن پرهيزكاران پاكيزه و برگزيدگان نيكوكار و درگاهى كه مورد ابتلاى مردم است هركه بدان درگاه آمد نجات يافت و هركه سرباز زد سقوط كرد خدايا درود فرست برمحمد و آل محمد اهل ذكرى كه دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها و خويشاوندانى كه دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب كردى و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل ) كسى قرار دادى كه آثارشان را پيروى كند خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پيروى تو را دادند و از نافرمانيت نهى كردند و بندگانت را بيگانگيت راهنمايى كردند خدايا من از تو مى خواهم به حق محمد پيامبرت و گرامى و برگزيده و امين تو و فرستاده ات بسوى خلق و به حق اميرمؤ منان و پيشواى دين و رهبر سفيدرويان آن وصى باوفا و صديق اكبر و جداكننده بينحق و باطل و گواه تو و راهنمايى كننده بر تو و آشكار كننده دستورت و جهادكننده در راهت آنكه نگيردش (و ناراحتش نكند) درباره تو ملامت ملامت كننده اى كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در اين روزى كه بستى براى ولى خود پيمان (امامت ) را در گردن خلق خود و كامل گرداندى براى آنها دين را از عارفان به حرمتش و اقراركنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش و شاد مكن نسبت به من حسودانم را در نعمتهايت خدايا چنانچه آنرا عيد بزرگ خود قرار داده اى و ناميدى آنرا در آسمان روز عهد معهود و در زمين روز پيمان گرفتن و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن كن بوسيله اش ديدگان ما را و گردآور بدستش پراكندگى ما را و گمراهمان مكن پس از آنكه هدايتمان كردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمتهايت اى مهربانترين مهربانان ستايش خاص خدايى است كه شناساند به ما فضيلت اين روز را و بينامان كرد به حرمت اين روز و گراميمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدايتمان كرد به نورش اى رسول خدا اى اميرمؤ منان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترين سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسيله او رو كنم بسوى خدا پروردگار من و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن كارهايم خدايا از تو خواهم به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و لعنت كنى كسى را كه انكار كند حق اين روز را و انكار كند حرمتش را و جلوگيرى كرد از راه تو براى خاموش كردن نورت ولى خدا هم نمى خواهد جز آنكه نورش را آشكار كند خدايا گشايش ده به كار خاندان محمد پيامبرت و برطرف كن از ايشان و بوسيله ايشان از اهل ايمان گرفتاريها و محنتها را خدايا پركن زمين را بوسيله ايشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بيداد و وفا كن براى آنها آنچه را وعده دادى به آنها كه براستى تو خلف وعده نمى كنى  .

ويژه ي هفته دفاع مقدس

ويژه ي هفته دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس

دفاع مقدس در کلام رهبری

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ای از برجسته ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده ترین و نفیس ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است. آنها جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشتی بودند که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند. هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران ها بداند.

دفاع مقدس و غرور ملی

هشت سال دفاع جانانه ملت در برابر تجاوز وحشیانه دشمن منشأ غرور ملی پایان ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود. رشادت های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

دفاع مقدس و ولایت پذیری

این روزها هنگامی که یادی از دفاع مقدس می شود، دنیایی از شرف و حماسه ملتی نجیب و آزاده در اذهان تداعی می شود که عطر معنویت و صفای خاصی به ما ارزانی می دارد. ملتی که با پرورش رزمندگانی حماسه آفرین مفهوم روشن «تعبد در برابر ولایت» را به نمایش گذاشتند و با انگیزه «ادای تکلیف» در پی «مرجع و رهبر» خود سر از پا نشناخته، به جبهه های حق علیه باطل شتافتند و طلوع عشقی بی بدیل را ترسیم کردند و به پیروزی بزرگی که حفاظت از وجب به وجب سرزمین اسلامی و صیانت از مکتب و عقیده بود دست یازیدند.

پیام دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس یادآور خون های مقدسی است که در پای شجره طوبای انقلاب اسلامی ریخته شد. فرزندان جبهه و شهادت اطاعت را عبادت می بینند. وارثان دفاع مقدس عزت جهاد را با ذلت در خانه نشستن عوض نمی کنند. ایستادگی آنها نشستگان تاریخ را به قیام وا می دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است.

سال های عشق و عطش

خدایا، آن سال ها رفتند؛ سال های زلال مهربانی؛ سال های سجود و صعود؛ سال های اوج شهادت و شجاعت مادران شهید؛ سال های سنگرهای سوز و گداز؛ سال های خوش «دوکوهه»؛ سال های بی قراری و انتظار. دریغا که سال های عشق و عطش گذشت!

دفاع مقدس و انگیزه ما

مردم ایران با برخورداری از رهبری توانا و آگاه، هوشمندانه و با انگیزه های دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز به پاخاست و صحنه های زیبایی از وفاق ملی را به نمایش گذاشت. انگیزه حضور مردم ما دینی، عقیدتی و ملی بود. دفاع ما نبردی صددرصد شرافتمندانه بود و به همین دلیل حاضر نشدیم مقررات انسانی و اسلامی را در این جنگ زیر پا بگذاریم.

جبهه، مدرسه ی عشق

چهره ای شاد و نورانی داشت. خوب که نگاهش می کردی می توانستی آثار خستگی را در صورتش ببینی. ولی چشمانش تو را بیشتر مجذوب خود می کرد. لباس خاکی، ساده و تمیزی بر تن داشت. هفده ساله نشان می داد. لاغر و باریک اندام بود و در چهره اش مظلومیتی غریب موج می زد. اصلاً به او نمی آمد که مرد جنگ و جبهه باشد؛ اما نگاهش می گفت: «جبهه بزرگ و کوچک نمی شناسد، عشق می شناسد».

به او می گویم: «چرا به مدرسه نرفتی؟». با اخم نگاهم می کند و جواب می دهد: «جبهه خود مدرسه است؛ آن هم مدرسه عشق و ایثار؛ مدرسه ای که انسان کامل پرورش می دهد». بعد لبخندی می زند. لبخندش سراسر معنا بود. سال ها بعد مادرش عکسش را نشانم داد و گفت: در کربلای پنج کربلایی شد...

دلتنگ روزهای خدایی

دلم برای جبهه تنگ شده؛ روزهایی که خدا نزدیک بود؛ آن روزها که صدای توپ و تفنگ در هم پیچیده بود و نوای یا زهرا و یا حسین شهر را پر کرده بود. دلم برای غروب های شلمچه، موج های خروشان اروند، دوکوهه و حسینیه حاج همت تنگ شده. دلم هوای نماز مسجد جامع خرمشهر کرده. کاش دوباره در زمین صبحگاهی می نشستیم پای دعای «عهد» بچه ها. دلم هوای ایستگاه صلواتی با آن چای همیشه جوش خورده اش کرده. دلم برای همه چیز جبهه و جنگ تنگ شده. از شهر و حصارهای بلندش خسته ام. خدایا دلم تنگ روزهای خدایی است...

پشت هیاهوی شهر

پشت هیاهوی شهر، پشت این حجم سیاه بی اعتنایی، پشت این تراکم خودبینی و خودخواهی، پشت این تزویرها و تظاهرها، سنگرهایی بود پر از سجاده های سبز و فرصت های آبی با فرشهایی از آسمان؛ هوایی آکنده از اخلاق و صمیمیت؛ خلوت هایی که پوشیده از آفتاب بود و سرشار از خدا و عشق؛ لبریز از آینه بود و آرامش؛ وقت هایی که می شد زانو به زانوی عشق نشست و با خدا صحبت کرد. ماه ها و سال هایی که دور از خود می توانستی با سر انگشتان دعا حیات را لمس کنی، با تمام دلت در فضای شفاف گل ها بنشینی، شیرینی پرواز را بنوشی و حضور خدا را ادراک کنی. آه آن روزها و آن سال های خوب کجاست؟! شب هایی که همگی شب قدر بود...

زنان و دفاع مقدس

زنان ایرانی با انقلاب اسلامی و جنگ حیاتی دوباره یافتند. زنان ایرانی همان مادران، همسران و خواهران کسانی بودند که در صف مقدم جبهه از عقیده و ناموس و سرزمین خویش دفاع می کردند. زنان شجاع ایران اسلامی حماسه آفرینان عرصه های پشتیبانی و امداد جبهه های جنگ و جهاد بودند که نقش خویش را در نهایت تعهد، ایثار و تلاش ایفا کردند و در این میدان سخت و طاقت فرسا نیز موفق و سربلند به در آمدند و افتخاری بر افتخارات خویش افزودند که به جز زنان صدر اسلام نمی توان نمونه ای برای آن نشان داد. حضور در خط مقدم جبهه و جنگ، پرستاری و مداوای مجروحان جنگی، تهیه وسایل رفاهی برای مردان جنگ، و حضور فرهنگی در شهرها از مهم ترین فعالیت های زنان در طول دفاع مقدس بوده است. زنان حماسه های بزرگ آفریدند و دیدگان تاریخ را در بهتی عجیب فرو بردند.

دفاع مقدس و هنر

همواره دفاع ملت ها از سرزمین های خویش الهام بخش هنرمندان متعهد و مسئول بوده است. با نگاهی کوتاه به عرصه های مختلف هنری ـ ادبیات، سینما، نقاشی، موسیقی و غیره ـ می توان دریافت که بهترین و برترین آثار متعلق به جنگ های دفاعی و مقدس است. بر این اساس دفاع مقدس ما نیز منبع سرشار و پایان ناپذیری برای خلق آثار هنری برتر و متعهد است. اگر بخواهیم صحنه های به یاد ماندنی جنگ و دفاع مقدس برای تمام نسل ها و عصرها ماندگار بماند باید آن رشادت ها، شهادت ها و جانبازی ها را در قالب های مختلف هنری درآوریم. نسل های بعد باید بدانند که برای حفظ این سرزمین چه عزیزانی جان و مال خویش را در طبق اخلاص نهاده اند و این مهم میسّر نمی شود مگر اینکه درباره جنگ فیلم های برتر، شعرهای پرمحتوا، داستان های پرشور و نقاشی های پرجاذبه ساخته و پرداخته شود.

دفاع مقدس و استقلال نظامی

ایران قبل از انقلاب اسلامی کشوری بود که در تمام مسائل نظامی وابسته به آمریکا و غرب بود. حضور مستشاران نظامی آمریکا در تمام سطوح نیروهای مسلح آشکار بود. اما با وقوع انقلاب اسلامی و اخراج مستشاران نظامی و شروع جنگ تحمیلی، نیروهای نظامی، خود ارکان ارتش و صنایع نظامی را در اختیار گرفتند. نیازهای مختلف جنگ و تحریم شدید تسلیحاتی باعث شد در صنایع نظامی نوآوری های مختلفی بروز کند. این روند بعد از جنگ نیز ادامه یافت. ساخت موشک ها و تانک های پیشرفته و ناوهای کوچک و بزرگ از دستاوردهای مهم صنایع نظامی در طول دوران دفاع مقدس می باشد.

خاطره ای از آن روزه

تازه جنگ شروع شده بود. خبرهای سخت و دردناکی از جبهه های جنوب و غرب می رسید. بی دردان مرفه فرار را بر قرار ترجیح می دادند و بار سفر به سوی بهشت خیالی غرب می بستند. پابرهنه گانِ همیشه استوار با کم ترین سلاح و تجهیزاتی در مقابل دشمنِ تا بن دندان مسلح ایستادگی می کردند. آن روز وقتی از مدرسه به خانه آمدم دیدم مادر لباس های سبز پدر را آماده می کند. خواهر کوچکم سعی می کرد پوتین های پدر را تمیز کند. بوی عطر پدر فضای خانه را خوشبو کرده بود. پدر در لباس رزم چه استوار و راست قامت می نمود. او می رفت، مادر آهسته گریه می کرد، خواهرم از پدر سوغاتی می خواست و من به تماشای قدم های استوار او ایستاده بودم. او رفت و از جبهه برایمان سوغات شهادت آورد.

جوانان و دفاع مقدس

بسیاری از نیروهای حاضر در جبهه ها جوانان بودند. جوانان در قالب نیروهای بسیج حضوری چشم گیر در دفاع مقدس داشته اند. این جوانان از سر کلاس درس و دانشگاه یا کارخانه و مزرعه و اداره برای دفاع از آرمان و سرزمین خود به جبهه ها آمده بودند. جوانان ایران اسلامی با خلق رشادت های فراوان نشان دادند که بهترین جوانان جهانند. الگوی این جوانان، جوانان کربلا بود. ملتی که چنین جوانانی دارد به جاست که بر خود ببالد و به داشتن چنین جوانانی افتخار کند.

در سوگ شهادت شهیدان

رفتند عاشقان خدا از دیار ما از حد خود گذشت غم بی شمار ما
دل هایمان به همره این کاروان برفت در ره بماند دیده امیدوار ما
یک عده یافتند مقصد و مقصود خویش واحسرتا به سر نرسید انتظار ما
عمری پی وصال دویدیم و عاقبت اندر فراق سوخت دل داغدار ما
یاران زقید و بند علایق رها شدند ماندیم و خاطرات کهن در کنار ما
افسوس روزگار شهادت به سر رسید سوز و گداز و آه و فغان شد نثار ما
دیگر تمام قافله ها کوچ کرده اند برجای مانده است تن زخمدار ما

صمد قاسمپور

فرارسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر تسلیت باد

خواهم ز خدا كه بي ولايم نكند                                    غرق گنهم ولي رهايم نكند

يك خواسته دارم ز خداي تو حسين ع                                يك لحظه از تو جدايم نكند

فرارسيدن ماه محرم ماه پيروزي خون بر شمشير تسليت باد.

 

اشعار عاشورايي

سر راه تو نشستم به تمناي نگاهي                     چه شود عاقبتم را ز خدا خير بخواهي
سالِفِ برِّکَ بي خوانده‌ام و درس گرفتم                  که مرا داده‌اي از روز ازل فيض پناهي
با لباسي که براي غم جد تو بپوشم                      با همين رنگ سياهش ز دلم رفته سياهي
آمدم تا که بگويم سر يارم به سلامت                     تسليت بر تو بگويم همره ناله و آهي
گر نگاه تو نباشد به خدا هيچ نماند                        نه اماني نه قوامي نه ثباتي و سپاهي
عزّت عشق عيان است در اين سال حسيني          چه شود امر فرج را ز خدا خود تو بخواهي

یا امام رضا

 

میلاد امام رضا علیه السلام فرصتی است تا با بیشتر آشنا شدن با این امام رئوف و مهربان

ایشان و سیره اش را سرلوحه کارمان قرار دهیم

یا امام رضا تو خود ما را یاری فرما

افتخاري ديگر

 

كسب عنوان نخست براي سايت اطلاع رساني صندلي در بيست و هفتمين دور ه ي مسابقات

فرهنگي و هنري  دانش آموزان آموزش و پرورش ناحيه سه مشهد مقدس و قدم اول در پيروزي هاي

سال ۸۸  براي سايت را به تمامي كادر زحمت كش سايت تبريك عرض مي كنم.

مديريت سايت مسعود ضيايي

شهادت حضرت زهرا تسليت باد.

شهادت ام ابيها دخت گرامي رسول اكرم صل الله عليه و آله وسلم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه بر شما كاربران عزيز و تمامي مشتاقان آن حضرت تسليت مي گوييم.

از طرف مديريت و كاركنان سايت اطلاع رساني صندلي

فضايل حضرت  زهرا

فضائل فاطمه ( عليها السلام)

زندگينامه حضرت زهرا سلم الله عليها ص 119

محمد قاسم نصيرپور

1- فاطمه ( عليها السلام) از ديدگاه قرآن

2- فاطمه ( عليها السلام) در نگاه پيامبر (ص)

شهادت حضرت زهرا(س) بر همگان تسليت باد .بسم الله الرحمن الرحيم انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر

          

«(اى رسول!) ما به تو كوثر عطا كرديم، پس تو هم (به شكرانه آن نعم) براى خدا نماز بگزار و (شتر) قربانى كن، بدرستى كه دشمن بد گوى تو دم بريده و فاقد نسل است‏» .

شان نزول

به نوشته ابن اسحاق - متوفاى 151 ه.ق - قاسم فرزند رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) به سن رشد رسيد، به گونه‏اى كه مى‏توانست‏بر اسب و شتران راهوار سواره كارى كند. وى در نوجوانى درگذشت و پيامبر ( صلى الله عليه و آله) به فراغ فرزندش مبتلاء گرديد. «عاص بن وائل‏» كه يكى از دشمنان سر سخت پيامبر ( صلى الله عليه و آله) بود گفت: «محمد بخاطر از دست دادن پسرش بلا عقب و بدون نسل گرديد.» [بايد دانست كه در آن روز پيامبر ( صلى الله عليه و آله) داراى دخترانى بود، ليكن بر اساس سنت جاهلى، اعراب فرزند دختر را به حساب نمى‏آوردند و فرزند دخترانشان را از نسل خود نمى‏دانستند، از اين رو در نگاه آنان پيامبر (ص) فاقد نسل بود.] در پاسخ به ياوه گوييهاى مشركان خداوند سوره كوثر را بر رسول خدا (ص) نازل فرمود. (1)

محل نزول سوره كوثر

احتمالا در ميانه منى و در مكانى است كه امروزه آن را «مسجد كوثر» مى‏خوانند و حجاج به قصد تبرك به زيارت آن مى‏روند. (2)

مفسران كوثر را به نهر كوثر در بهشت، خير كثير در دنيا و آخرت، كثرت و زيادى پيروان پيامبر ( صلى الله عليه و آله)، شفاعت و ... تفسير كرده‏اند. هر چند همه اين معانى درست است و با هم منافاتى ندارد، زيرا قرآن داراى معانى مختلفى است اما، امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «كوثر زيادتى نسل رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) از فرزندان فاطمه ( عليه السلام) است تا قيامت‏بگونه‏اى كه به شمار نيايند» (3) و در عوض اين دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله است كه دم بريده و فاقد نسل است. و اين خبرى است كه خداوند از نسل آيندگان دشمن پيامبر ( صلى الله عليه و آله) بيان فرمود.

بايد نگريست كه چگونه فرزندان پيامبر (ص) از زهرا (ع) تنها دختر بازمانده از او زياد گشته‏اند بگونه‏اى كه تعداد سادات يعنى كسانى كه امروز در جهان اسلام نسبشان به پيامبر (ص) مى‏رسد بس زياده و افزون است و آيا از هيچكس بدينگونه نسلى انبوه برجاى مانده است؟ آنهم نسلى كه هر لحظه به لطف خداوندى بيشتر مى‏شوند! و اين در حالى است كه به گواهى تمامى مورخان هيچيك از فرزندان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) و فرزندان آنها زنده نماندند و از آنان نسلى پا نگرفت‏بلكه تنها فاطمه (ع) بود كه پس از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) مدتى هر چند كوتاه زيست و از پى او فرزندانش بازماندگان و يادگاران رسول خدا (ص) زياد شدند و اين است نسل كثيرى كه خداوند به وجود بركت فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) عنايت فرمود.

سخن فخر رازى مفسر بزرگ اهل سنت فخر رازى - متوفاى 606- در تفسيرش مى‏نويسد: «كوثر به معناى اولاد پيامبر (ص) است چه اين سوره در پاسخ كسانى نازل شد كه نداشتن فرزند را بر آن حضرت عيب گرفتد معناى كوثر اين است كه خداوند به پيامبر (ص) نسلى عطا مى‏كند كه در طول زمان باقى خواهد ماند بنگر چه بسيار از اهل بيت كه [مظلومانه] كشته شدند باز هم جهان از آنان پر است ولى كسى از بنى اميه باقى نمانده پس بنگر چه انديشوران و علماى بزرگى چون باقر و صادق و كاظم و رضا عليه السلام و نفس زكيه و امثال آن از نسل پيامبر (ص) برخاستند» . (4)

ماجراى مباهله

فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكذبين (5)

«پس هر كس با تو به مجادله برخيزد پس از آنكه دانش (وحى) بتو رسيد، بگو بيايد ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله برخيزيم (و به درگاه خداوند تضرع كنيم) تا دروغگويان را به لعنت‏خدا (و عذاب) گرفتار سازيم.» در سال نهم هجرى عده‏اى از سران مسيحيان شهر نجران كه در 910 كيلومترى جنوب شرقى مكه واقع است، همراه اسقف اعظم شهر براى مذاكرات دينى و اعتقادى با رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه وارد شدند، آنان پس از بحثهاى دينى از قبول اين حقيقت كه عيسى بنه و فرستاده خداست‏سرباز زدند، زيرا آنان بر اين پندار بودند كه عيسى فرزند خداست. با اين همه در برابر منطق استوار رسول خدا (ص) مهر خواموشى بر لب زدند.

فرشته وحى فرود آمد و به پيامبر صلى الله عليه و آله امر شد تا آنها را به مباهله دعوت كند. يعنى هر گروه به همراه عزيزترين افرادشان به صحرا روند و در زمان معين هر دو گروه بدرگاه خداوند نيايش كنند و بر آنكس كه دروغگوست لعنت فرستند.

پيامبر (ص) از ميان بستگان و يارانش عزيزترين و پاكترين آنها را با خود همراه كرد، آنان عبارت بودند از دخترش فاطمه، پسر عم و داماد و برادرش على و فرزندان آنها حسن و حسين (كه سلام و درود خداوند بر آنان باد) زيرا انسانهايى پاك‏تر و با ايمان‏تر از اين چهار تن وجود نداشتند و گرنه پيامبر (ص) آنان را با خود همراه مى‏ساخت.

آن روز رسول خدا صلى الله عليه و آله لباس سياه و پشمين در بر داشت، حسين (ع) را در آغوش گرفت و دست‏حسن را به دست گرفت‏براه افتاد و پشت‏سرش على و فاطمه (سلام الله عليهم) براه افتادند منظره معنوى و با شكوهى بود هنگامى كه به جايگاه نزديك شدند، چشم مسيحيان به حالت پر از صفا و معنويت پيابر ( صلى الله عليه و آله) و همراهان آنحضرت افتاد، بزرگشان گفت: «چهره‏هايى را مشاهده مى‏كنم كه اگر بدرگاه الى رو كنند اين بيابان به جهنمى سوزان تبديل خواهد شد و دامنه عذاب به سرزمين نجران كشيده مى‏شود، (6) اينان اگر از خدا بخواهند كوهى را از جا بركند خواهد كند با اينان مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد و بيم آنست كه مسيحيان به تمامى نابود شوند» . (7)

و بدين ترتيب به پرداخت جزيه راضى شدند. (8)

بنا به روايت تمامى علماى شيعه و سنى ماجراى مباهله با حضور آن چهار نور پاك انجام گرفته و بنابراين مصداق «نسائنا» در آيه شريفه فاطمه زهرا ( عليها السلام) است.

سخن علامه شرف الدين مرحوم علامه سيد عبد الحسين شرف الدين مى‏نويسد: تمامى اهل قبله حتى خوارج متفقند كه پيامبر (ص) براى مباهله از زنها كسى جز پاره تن خود زهرا (ع) را فرا نخواند، و از فرزندان جز دونوه‏اش حسن حسين (ع) و از جانها جز برادرش را كه موقعيتش به او مانند موقعيت هارون به موسى بود و در اين معنى كسى ديگر از جهانيان با آنها شريك نيست. (9)

شگفتا چه نيكوست! هر كس به ترس و وحشت عجيبى كه براى بزرگان و نمايندگان دينى و دنيايى نجران ايجاد شد بنگرد و دقت كند درمى‏يابد كه محمد (ص) و آل او را شكوهى است‏خدايى كه چشمها را خيره مى‏كند و آنان را عظمتى است روحانى كه همه را در مقابل خود به خضوع وا مى‏دارد. (10)

بعدها در محل انجام مباهله در مدينه مسجدى بنا گرديد كه تا كنون به عنوان يادگار نزول آيه شريفه و يادآور واقعه و فضيلت اهل بيت محل تردد و عبادت پيروان است. (11)

جلوه ايثار

و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا (12)

«و بر دوستى او (خدا) به فقير و طفل و يتيم و اسير طعام مى‏دهند و گويند ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمى‏طلبيم‏» .

زمخشرى يكى از مفسرين بزرگ اهل سنت، در تفسير الكشاف به نقل از ابن عباس چنين گويد (13) : حسن و حسين (ع) بيمار شدند پيامبر (ص) به همراه گروهى از آنان عيادت نمود و به على (ع) فرمود چه خوب است‏براى شفاى فرزندانت نذرى كنى.

آنگاه على و فاطمه ( عليهما السلام) و فضه نذر كردند كه اگر حسن و حسين (ع) بهبود يافتند سه روز روزه بگيرند هنگامى كه آن دو بزرگوار سلامتى خود را باز يافتند در خانه چيزى براى افطار وجود نداشت، از اين رو على ( عليه السلام) از شمعون يهودى سه صاع (14) جو وام گرفت. (و به روايتى حضرت زهرا ( عليها السلام) در خانه پشم ريسيد و سه صاع جو مزد گرفت،) . (15)

فاطمه عليها السلام جو را دستاس نمود و با يك صاع آن براى هر يك از افراد خانواده قرص نان جوينى پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامى كه آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام و درود خدا بر شما اى خاندان محمد (ص) ! مسكينى از مساكين مسلمينم به من غذا دهيد، خداوند شما را از غذاهاى بهشتى نصيب فرمايد، خاندان وحى نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز از آنان متابعت كرد. آن شب را با آب افطار كردند و شب را بدون غذا بسر آوردند.

فرداى آن شب نيز روزه گرفتند و چون شب فرا رسيد نان افطارشان در سفره نهاده شد، يتيمى بر در خانه آمد و باز به همان ترتيب همگى غذاى خود را به آن يتيم ايثار كردند. و آن شب نيز با آب افطار كرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسيرى تقاضاى كمك كرد و براى بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسير ايثار شد.

صبح روز چهارم على (عليهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) برد پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) را ديد كه از گرسنگى چون مرغكانى مى‏لرزيدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا (ع) رفت، ديد فاطمه (ع) در محراب به عبادت مشغول است در حالى كه كه از شدت گرسنگى شكم وى به پشت چسبيده است و چشمانش در گودى نشسته است. منظره تاثر آورى بود. رسول خدا ( صلى الله عليه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اين هديه را بگير خداى تعالى به داشتن چنين اهل بيتى به تو تهنيت گفته است پس سوره «هل اتى‏» را بر پيامبر (ص) خواند اين روايت مورد قبول پيشوايان سنى و شيعه و به تعبير ديگر عموم مسلمين مى‏باشد. (16)

آيه تطهير

انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (17)

«خداوند چنين مى‏خواهد كه رجس (هر پليدى) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاك و منزه گرداند.»

در شان نزول اين آيه روايات متواترى از منابع اهل سنت در دست است كه آيه تطهير در خانه «ام سلمه‏» نازل شده است هنگام نزول آيه رسول خدا (ص)، فاطمه زهرا، على، حسن و حسين كه درود خدا بر همه آنان باد حضور داشتند پيامبر (ص) عباى خويش را بر آنان افكند و بدين ترتيب آنان از بقيه اهل خانه و ديگران جدا و مشخص شدند، آنگاه دستها را بسوى آسمان بلند كرد و فرمود:

خدايا اينان اهل بيت منند پس بر محمد و آل او درود فرست. خداوند عزوجل نيز اين آيه را نازل فرمود:

«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» (18)

ام سلمه همسر نيك نهاد پيامبر (ص) خواست تا به زير عبا رود و به آن جمع و به آن جمع وارد شود. اما رسول خدا (ص) او رانهى كرد و فرمود نه تو داخل نشو اما تو خوب هستى. (19)

بعد از نزول اين آيه رسول خدا (ص) بمدت شش ماه هر روز هنگامى كه براى نماز صبح از خانه خارج مى‏شد بر در خانه فاطمه زهرا (ع) مى‏ايستاد و مى‏فرمود:

نماز! اى اهل بيت، بدرستى خداوند اراده فرموده كه هر ناپاكى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و مزه نمايد. (20)

دعاى توبه حضرت آدم (ع) فتلقى ءادم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم (21)

«پس آدم از پروردگار خويش كلماتى را فرا گرفت و خداوندبه وسيله آن كلمات توبه او راپذيرفت كه خداوند توبه پذير و مهربان است.» ابن مغازلى از علماى اهل سنت - متوفاى 483 ه.ق - به اسناد خود از ابن عباس روايات مى‏كند:

سئل النبى صلى الله عليه و آله عن كلمات التى تلقى آدم من ربه فتاب عليه قال ساله «بحق محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسين الا تبت على‏» فتاب عليه. (22)

يعنى از پيامبر (ص) سوال شد آن كلمات كه حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسيله آن توبه او مورد قبول واقع شد چيست؟ حضرت فرمود: آدم (ع) از خداوند چنين خواست: «به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسين توبه مرا قبول فرما» پس خداوند توبه او راپذيرفت.

خويشان پيامبر (ص) قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى (23)

«اى پيامبر (ص) بگو من براى انجام رسالتم پاداشى از شما نمى‏خواهم مگر محبت و اظهار دوستى با خويشان نزديكم.» اين آيه شريفه به اجماع شيعه و سنى در شان اهل بيت عصمت و طهرت و از جمله حضرت زهرا (ع) نازل شده است (24) بعد از نزول اين آيه از پيامبر (ص) سوال شد اى رسول خدا (ص) خويشان نزديكت كه مودت و دوستى آنان بر ما واجب است چه كسانى هستند؟

حضرت در جواب فرمود: «على، فاطمه و دو فرزند آنها حسن و حسين ( عليهم السلام)» (25)

«محمد بن ادريس شافعى‏» - رحمه الله - پيشواى شافعيان در اين باره چنين سروده است:

يا آل بيت رسول الله حبكم فرض من الله فى القرآن انزله يكفيكم من عظيم الفخر انكم من لم يصل عليكم لا صلاة له

اى اهل بيت رسول خدا! دوستى شما واجبى است كه خداوند در قرآن نازل فرموده در عظمت افتخار شما همين بس باد كه هر كس بر شما درود نفرستد نمازش باطل است (26)

فاطمه عليهم السلام در نگاه پيامبر ( صلى الله عليه و آله)

در وجود فاطمه زهرا ( عليها السلام) فضائل بيشمارى جمع است كه برخى از فضائل او راخداوند در قرآن بر شمرده و پيرامون آن آياتى را نازل فرموده است، آنگونه كه در صفحات پيشين مطالعه نموديد تنها شيعيان فاطمه ( عليها السلام) نيستند كه به نزول اين آيات در فضيلت مطالعه و شان وى اعتقاد دارند بلكه برادران اهل سنت و علماى آنان نيز در بسيارى موارد بر همين اعتقادند و اجماع شيعه و سنى در بسيارى موارد جاى هيچگونه ترديدى را در صحت نزول آيات ذكر شده در شان فاطمه عليها السلام باقى نمى‏گذارد.

برخى ديگر از فضائل فاطمه زهرا ( عليها السلام) بر زبان پيامبر ( صلى الله عليه و آله) جارى شده و از طريق سنى و شيعه روايات آن به ما رسيده است. البته رسول خدا (ص) بدان دليل كه فاطمه (ع) دختر اوست درباره‏اش چنين فضائلى را نمى‏گويد زيرا اگر چنين بود بايستى در مورد دختران ديگرش زينب، ام‏كلثوم، رقيه يا حتى پسرانش ابوالقاسم، عبد الله، و ابراهيم نظير همين مطالب را فرموده باشد در صورتى كه چنين نيست، تنها شايستگى و مقام والا و بى همتاى فاطمه (ع) نزد خداوند است كه پيامبر (ص) را گاه گاه به بيان گوشه‏اى از مقام ارجمندش وادار مى‏كند. و آنهم نه از سوى خويش كه از سوى خداى خويش زيرا زبان پيامبر (ص) زبان وحى است و به تعبير قرآن: «او هرگز از سر هواى نفس سخن نمى‏گويد، سخن او هيچ غير وحى خدا نيست‏» . (27)

از اين رو آنچه را هم پيامبر (ص) درباره فاطمه (ع) فرموده است چون ديگر سخنانش از سرچشمه وحى تراوش نموده است. اينكه به عنوان تبرك به ذكر چند حديث معتبر كه مورد اتفاق شيعه و سنى است از منابع اهل سنت‏بسنده مى‏كنيم.

1- احمد بن حنبل متوفاى 241 ه.ق - پيشواى مذهب حنبلى به اسناد خود چنين روايت مى‏كند: نظر النبى صلي الله عليه و (آله) و سلم الى علي و الحسن و الحسين و فاطمة فقال:

«انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم‏» .

يعنى پيامبر (ص) به على، حسن، حسين و فاطمه (كه درود خدا بر آنان باد) نگريست و فرمود «من با هر كسى كه با شما در جنگ باشد در جنگم، و هر كسى كه با شما از در صلح و آشتى درآيد، من نيز با او در صلح و صفا خواهم بود» (28)

2- احمد بن حنبل ترمذى و عده‏اى ديگر از علماى اهل سنت از «حذيفه نقل كرده‏اند كه: پيامبر به او فرمود: نديدى آنكسى را كه كمى قبل پيشم آمد؟ او فرشته‏اى بود كه تا كنون بر زمين فرود نيامده بود. از خداوند خواست تا بر من سلام كند و بشارتم دهد.

كه (ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة و ان الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة) فاطمه سرور زنان بهشت است و حسن وحسين سرور جوانان بهشتند. (29)

3- ذهبى روايت كرده كه رسول خدا (ص) فرمود: «اول شخص يدخل الجنة فاطمة بنت محمد. (ص)» «اول كسى كه وارد بهشت مى‏شود دختر محمد (ص) است‏» . (30)

4- محب الدين طبرى به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت مى‏كند كه فرمود:

«اربع نسوة سيدات عالمهن، مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم و خديجة بن خويلد و فاطمه بنت محمد ( صلى الله عليه و آله) و افضلهن عالما فاطمه (سلام الله عليها» «چهار زن سرور بانوان جهانند مريم دختر عمران (مادر عيسى) و آسيه دختر مزاحم (همسر نيكوكار فرعون) و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (ص) با فضيلت‏ترين بانوان جهان است‏» (31)

5- بخارى محدث معروف اهل سنت متوفاى - 256 ه.ق به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت مى‏كند كه فرمود:

«فاطمه بضعة منى فمن اغضبها اغضبى‏» .

«فاطمه پاره تن من است هر كس او را به خشم آرد مرا به خشم آورده است‏» (32)

6- احمد بن حنبل به اسناد خود ار رسول خدا (ص) روايت مى‏كند كه فرمود:

«انما فاطمة بضعة منى يوذينى ما اذاها و ينصبنى ما انصبها» .

«فاطمه پاره تن من است آنچه او را بيازارد مرا آزرده است و آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى‏كند» . (33)

7- حاكم نيشابورى و جمعى ديگر از علماى اهل سنت‏بااسناد خو روايت‏بسيار مهم و عجيبى را از رسول ( صلى الله عليه و آله) نقل مى‏كنند كه فرمود:

«يا فاطمة ان الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك‏»

«اى فاطمه بدرستى كه خداوند با غضب تو غضب مى‏كند و با رضاى تو راضى مى‏گردد» . (34)

از اين احاديث چنين استفاده مى‏شود كه آزردن فاطمه (ع) آزردن پيامبر (ص) است‏خشمناك كردن وى خشمگين كردن پيامبر (ص) است و به زحمت انداختن او به زحمت انداختن رسول خداست چه او پاره تن پيامبر (ص) است و آزردن رسول خدا (ص) نيز بسان آزردن خداست و از اين رو با غضب فاطمه خدا غضب ناك مى‏شود و با رضايت او راضى مى‏گردد. و پناه بر خدا از اينكه فاطمه (ع) و پيامبر (ص) آزرده شوند. زيرا خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «آنان كه خدا و رسول را آزار و اذيت مى‏كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده (از رحمت‏خود دور نمود،) و بر آنان عذابى با ذلت و خوارى فراهم ساخته است‏» . (35)

8- فرات بن ابراهيم در تفسيرش از رسول خدا (ص) روايت مى‏كند كه حضرت فرمود:

«تدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذريتها و شيعتها، و ذاك قوله تعالى: (لا يحزنهم الفزع الاكبر) (36) (و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون) (37) هى و الله فاطمة و ذريتها و شيعتها»

«دخترم فاطمه (ع) با فرزندان و شيعيانش وارد بهشت مى‏شوند، و در اين مورد است كه خداى تعالى مى‏فرمايد: هرگز هول و هراس روز قيامت آنها را غمگين نمى‏سازد. و بدانچه مشتاق و مايل آنند در بهشت تا ابد از نعمتها بهره‏مندند. به خدا سوگند او فاطمه (ع) و ذريه و شعيانش هستند» . (38)

آرى ذريه فاطمه زهرا يعنى حسن و حسين و ائمه اطهار (39) (كه درود خدا بر آنان باد) و شيعيان پاكى كه رهرو صادق راه فاطمه (ع) و فرزندان اويند در چنين مقامى بلند قرار دارند، نه هر كسى كه از نسل فاطمه (ع) باشد ولى منش و كرداش مخالفت‏با فاطمه (ع) است، و نه هر كس كه خود را شيعه پندارد و در عمل رهرو راه اين خاندان نباشد كه اين معنى را روايات ديگر تصريح كرده است. (40)

9- حاكم نيشابورى و ابن مغازلى و عده‏اى ديگر از علماى اهل سنت‏به اسناد خود از رسول خدا (ص) روايت كرده‏اند كه فرمود:

«اذا كان يوم القيمة نادى مناد من تحت الحجب يا اهل الجمع غضوا ابصاركم و نكسو روسكم فهذه فاطمة بنت محمد ( صلى الله عليه و آله) تريد ان تمر على الصراط‏» .

«روز قيامت منادى از پس پرده ندا مى‏دهد كه اى اهل محشر چشمانتان راببنديد و سرها را به زير افكنيد كه فاطمه ( عليها السلام) دختر محمد ( صلى الله عليه و آله) مى‏خواهد از صراط بگذرد» . (41)

10- خطيب بغدادى از علماى اهل سنت - متوفاى 463 ه.ق به اسناد خود از ابن عباس نقل مى‏كند كه رسول خدا (ص) فرمود؟ :

«ليله عرج بى الى السماء رايت على باب الجنة مكتوبا لا اله الا الله محمد رسول الله ، على حبيب الله، فاطمة الحسن و الحسين صفوة الله، على باغضيهم لعنة الله‏» .

«در شب معراجم به سوى آسمان، ديدم كه بر در بهشت اين كلمات نوشته شده بود: خدايى نيست جز خداى بى‏همتا، محمد فرستاده خداست، على محبوب خداست، فاطمه، حسن و حسين برگزيدگان خدايند از رحمت‏خدا دور باد كسانيكه كينه و دشمنى با آنان دارند» . (42)

اسامى حضرت فاطمه (ع)

نام نيكو بر فرزند گذاشتن، نشانى از ادب وفرهنگ والدين است، اين اولين نيكى پدر ومادر به فرزند مى‏باشد. در عوض اسامى مستهجن و قبيح عاملى مهم در شكست روى و خلاء شخصيت فرزند است زيرا همواره انسان را به نامش مى‏خوانند و اگر نامش سبك و مستهجن باشد صاحب نام راسبك مى‏شمارند پيامبر گرامى (ص) فرمود: «نامهايتان رانيكو برگزينيد زيرا روز قيامت‏با همين نامها خوانده مى‏شويد» (43) روش رسول خدا (ص) نيز بر اين بود كه اسامى قبيح و بدور از فرهنگ اسلامى مردان و شهرها را تغيير مى‏داد. (44)

او خود بهترين نامها را داشت، فرزندان و نوه‏هايش بهترين نامها را داشتند. دخترش فاطمه (ع) نيز داراى (اسماء حسنى) اسامى زيبائى است كه هر يك از اسامى داراى معانى و اشاراتى است. باشد كه ما با دريافت مفاهيم اين نامها از اهل بيت پيامر (كه درود خدا بر آنان باد) پيروى كنيم و اين نامها را زنده نگهداريم.

اسامى حضرت

1- فاطمه: فاطمه از مصدر فطم است. و فطم در لغت عرب به معناى قطع كردن، بريدن و جدا شدن آمده است. و فاطمه يعنى جدا شده از هر بدى پيامبر ( صلى الله عليه و اله) فرمود «او رافاطمه ناميدند زيرا خداوند وى و فرزندان و دوستانش را از آتش بريده و بازداشته است‏» (45) نام فاطمه را خداوند از طريق وحى به پيامبر ( صلى الله عليه و آله) القا نمود. (46)

نامگذارى دختران به فاطمه مستحب است. (47)

و امام صادق عليه السلام به مردى كه دخترش را فاطمه نام نهاده بود فرمود: «اكنون كه نامش را فاطمه نهاده‏اى دشنامش مده به او لعنت مكن و او را كتك نزن‏» (48)

2- صديقه: يعنى بسيار راستگو و صديق

3- مباركه: خداوند انواع بركات را به فاطمه زهرا ( عليها السلام) عطا فرمود و نسل پيامبر ( صلى الله عليه و آله) را در وجود او قرار داد.

4- طاهره: مصداق آيه شريفه تطهير است. و بدين خاطر طاهره ناميده شده كه از هر نوع آلودگى پاك است. (49)

5- زكيه: پاك و مطهر است.

6- راضيه: زهرا ( عليها السلام) به آنچه خداوند برايش مقرر داشت راضى بود.

7- مرضيه: او مورد خشنودى و رضاى پروردگار بود.

8- زهرا: امام صادق ( عليه السلام) فرمود: «فاطمه (ع) را از اين رو «زهرا» ناميده‏اندكه هنگامى كه در محراب عبادت مى‏ايستاد نورش براى فرشتگان آسمان مى‏درخشيد آنگونه كه نور ستارگان بر اهل زمين مى‏درخشد» . (50)

9- بتول: به روايت ابن اثير از علماى اهل سنت، رسول خدا (ص) فرمود: «فاطمه را بتول ناميده‏اند زيرا به واسطه فضل و دانش، ايمان و شرافتش از ساير زنان زمانه جدا گشته است‏» . (51) و به روايتى ديگر كه علماى اهل سنت نظير ابن اثير، قندوزى و ديگران نقل كرده‏اند، رسول خدا (ص) فرمود: «فاطمه بتول ناميده شده زيرا كه وى را از عادات ماهانه دور داشته‏اند» (52)

كنيه‏هاى حضرت

كنيه‏هايى كه براى حضرت زهرا ( عليها السلام) ذكر كرده‏اند عبارتند از:

1- ام الحسن: مادر حسن ( عليه السلام)

2- ام الحسين: مادر حسين ( عليه السلام)

3- ام المحسن: مادر محسن ( عليه السلام)

4- ام الائمه: مادر ائمه ( عليهم السلام)، زيرا ائمه طاهرين همه از نسل فاطمه زهرا ( عليها السلام) هستند.

5- ام ابيها: مادر پدرش! اين كنيه را علماى اهل سنت نظير ابن عبد البر و ابن اثير نقل كرده‏اند. (53) بدين خاطر به فاطمه ( عليها السلام) ام ابيها گفته‏اند كه آن حضرت پس از رحلت مادرش براى پدر خويش چون مادرى مهربان و دلسوز بود. (54)

هدف ما از بيان فضائل و اسماء نيكوى فاطمه ( عليها السلام) بيان مطالب شگفت آور نيست، بلكه آگاهى بيشتر با بلنداى مقام زهرا ( عليها السلام) و درس گرفتن از مكتب پربار اوست. تا هر مسلمان و بخصوص زن مسلمان دريابد كه چه الگوى ارزنده‏اى را در تمامى زمينه‏هاى زندگى داراست. چرا كه فاطمه ( عليها السلام) از جنبه انسانى‏اش بشرى چون ديگران است. (55) اما از جنبه معنوى بدانجا رسيده كه شناخت تمامى ابعاد شخصيتش بس دشوار است. مقامى را كه آن بزرگوار در اثر بندگى خدا و شناخت و معرفت او بدست آورد مقامى بس ارجمند و فضائلش بيشمار و وجودش بى‏همتاست.

و تو اى خواهر و برادر مسلمان! اى دوستدار فاطمه ( عليها السلام) ! اگر پيرو او باشى و به راه او روى هر چند بسان خود فاطمه (عليها السلام) نشوى اما شيعه و پيرو طريقت او گردى و به قله كمال انسانيت و معرفت‏برسى كه او بهترين راهنماى راه است. پس برخيز و براه شو كه گر بروى بشوى.

و اين است فضل خداوند كه به هر كس بخواهد عطا كند.

ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله واسع عليم. (56) صدق الله العلى العظيم.

پى‏نوشت‏ها:

1. سيره ابن اسحاق ص 229.

2. مراة الحرمين ج 1 س 325.

3. مجمع البيان ج 5 ص 549.

4. تفسير كبير فخر رازى ج 32 ص 124.

5. (آل عمران آيه 61).

6. احكام القران ج 2 ص 14- احقاق الحق ج 9 ص 74.

7. سيره الحلبيه ج 3 ص 212- تفسير كبير فخر رازى ج 8 ص 85.

8. فتوح البلدان ص 76.

9. رجوع كنيد به صحيح مسلم ج 7 ص 120- مسند احمد حنبل ج 1 ص 185- سنن ترمذى ج 4 ص 293- مستدرك حاكم ج 3 ص 150- اسباب النزول واحدى ص 68.

10. كلمه الغراء فى تفضيل فاطمة الزهراء ص 7/8.

11. نگاه كنيد به تصوير شماره 10.

12. سوره دهر آيه 8 و 9.

13. تفسير الكشاف ج 4 ص 197.

14.هر صاع چهار مد و تقريبا يك من تبريز يا 3 كيلوگرم است.

15. تفسير البرهان ج 4 ص 412.

16. رجوع كنيد به منابع تفسير و تاريخ اهل سنت نظير - اسباب النزول واحدى ص 296- تفسير قرطبى ج 19- الدر المنثور ج 6 ص 299- البحر المحيط ج 8 ص 395- اسد الغابه ج 5 ص 530- الاصابه ج 4 ص 376- مناقب ابن مغازلى ص 276- تذكره ابن جوزى ص 177- همچنين در منابع شيعه به تفسير مجع البيان ج 5 ص 404- تفسير البرهان ج 4 ص 412- الميزان ج 20 ص 132.

17. احزاب آيه 33.

18. القول الفصل ابى طاهر الحداد ص 185.

19. مسند امام احمد حنبل ج 2 ص 323 و ج 6 ص 292- صحيح ترمذى ص 200- خصائص نسابى ص 16.

20. مسند امام احمد حنبل ج 3 259 انساب الاشراف ج 2 ص 104 صحيح ترمذى ج 2 ص 29. در مورد نزول آيه شان اهل بيت رجوع شود به منابع معتبر تفسير و حديث اهل سنت از جمله اسباب النزول واحدى ص 239- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 147- صحيح ترمذى ج 2 ص 29- تفسير طبرى ج 22 ص 7- سنن بيهقى ج 2 ص 147.

21. آيه 37 سوره بقره.

22. مناقب ابن مغازلى ص 63- الدر المنثور ج 6 عن ابن نجار - ينابيع الموده ص 97.

23. شورى آيه 23.

24. گفتار علامه امينى فاطمة الزهراء ص 25.

25. تفسير الدر المنثور ج 6 ص 7- ذخائر العقبى ص 25- صواعق المحرقه ص 101- احياء الميت ص 8- تفسير فرات ابى ابرهيم ص 150 نور الابصار شبلنجى ص 101 مجمع الزوائد ج 7 ص 103 و ج 9 ص 168- مناقب ابن مغازلى ص 309.

26. ديوان امام شافعى ص 72- نور الابصار ص 104. تمامى مذاهب فقه اسلامى متفقدند كه هر كس در تشهد نماز «اللهم صلى على محمد و آل محمد» رانگويد يا آنراناقص بگويدوآل محمد را ذكر نند نمازش باطل است منظور امام شافى نيز همين است درباره رواياتى كه در اينزمينه اهل سنت روايتكرداندرجوع شود به سنن دار قطنى ص 136- ذخائر العقبى ص 19- الصواعق المحرق ص 88- سنن بيهقى ج 2 ص 379.

27. آيه 3 و 4 سوره نجم و ما ينطق عن الهوى ان هو الاوحى يوحى.

28. نظير همين روايت را علماى ديگر اهل سنت روايت كرده‏اند رجوع كنيد به صحيح ترمذى ج 2 ص 319- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 149- كنز العمال ج 6 ص 216- اسد الغبه ج 5 ص 523 ذخائر العقبى ص 25- تاريخ بغداد ج 7 ص 136- مسند الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 442.

29. مسند امام احمد بن حنبل ج 5 ص 391- صحيح ترمذى ج 2 ص 306- مستدرك حاكم ج 3 ص 151- كنز العمال ج 6 ص 217 فضائل الصحابه نسائى ص 76.

30. ميزان الاعتدال ذهبى ج 2 ص 131- خصائص الكبرى ج 2 ص 225- كنز العمال ج 6 ص 219.

31. ذخائر العقبى ص 44.

32. صحيح بخارى ج 5 ص 36- فيض القدير ج 4 ص 421- كنز العمال ج 6 ص 220- فضائل الصحابه ص 78.

33. مسند الامام احمد بن حنبل ج 4 ص 5- مستدرك الصحيحين ج 3 ص 159- صحيح ترمذى ج 2 ص 319.

34. مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153- مناقب ابن مغازلى ص 351- ميزان الاعتدل ج 2 ص 72- ذخائر العقبى ص 39- اسد الغابه ج 5 ص 535.

35. (احزاب آيه 57) .

ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا والاخرة و اعد لهم عذابا مهينا.

36. انبياء آيه 103 لا يحزنهم الفزع الاكبر.

37. انبياء آيه 102. و هم فى ما اشتهت انفسهم خلدون.

38. تفسير فرات ابن ابراهيم ص 168.

39. طبق روايت هيثمى در مجمع الزوايد ج 9 ص 202.

40. همان مآخد - عيون اخبار الرضا ج 2 ص 232- تاريخ بغداد ج 3 ص 5.

41. مستدرك الصحيحين ج 3 ص 153- ميزان الاعتدال ج 2 ج 82- اسد الغابه ج 5 ص 523 مناقب ابن مغازلى ص 355.

42. تاريخ بغداد ج 1 ص 259.

43. قال رسول الله (ص) «استحسنوا اسماءكم فانكم تدعون بها يوم القيامه...» فروع كافى ج 2 ص 87- وسائل الشيعه ج 15 ص 125.

44. ان رسول الله صلى الله عليه و آله كان يغير الاسماء القبيحة فى الرجال و البلدان. قرب الاسناد ص 45 وسائل ج 15 ص 124.

45. قال رسول الله..و. «و انما سماها فاطمه لان الله فطمها و ذريتها و محبيها عن النار» . نگاه كنيد به ينابيع الموده ص 397- كنز العمال ج 6 ص 219- ذخائر العقبى ص 26 به همين مضمون - تاريخ بغداد ج 12 ص 331.

46. علل الشرائع باب 144- كافى باب الحجه.

47. واقى باب الاسماء و الكنى.

48. وافى باب تاديب الولد.

49. مصباح الانوار.

50. بحار الانوار ج 43 ص 13.

51. نهايه ابن الاثير ج 1 ص 71- لسان العرب ج 11 ص 43.

52. قال رسول الله «و انما سميت فاطمة البتول لانها تبتلت من الحيض و النفاس‏» .

نگاه كنيد به نهايه ابن الاثير ج 1 ص 71- ينابيع الموده ص 260 موده القربى ص 103 و 78.

53. استيعاب ج 2 ص 752- اسد الغابه ج 5 ص 52- مقاتل الطالبين ص 29.

54. بحار الانوار ج 43 ص 16.

55. همانگونه كه خداوند در مورد پيامبرش (ص) مى‏فرمايد، بگو من هم بشرى همانند شمايم جز آنكه بر من وحى نازل مى‏شود. (كهف آيه 110).

56. سوره مائده آيه 54.

روز معلم مبارک باد.

۱۲ فروردین سالروز شهادت متفکر شهید استاد مرتضی مطهری و روز معلم گرامی باد.

معلمان ودبیران زحمت کش دوستتان داریم و قدر تان را می دانیم.

                                                                  از طرف مدیریت و کادر سایت اطلاع رسانی صندلی

ادامه نوشته

میلاد حضرت زینب مبارک باد

میلاد پیامبر کربلا دخت گرامی علی علیه السلام حضرت زینب سلام الله علیها وروز پرستار بر تمامی

پرستاران زحمت کش و دلسوز مبارک باد.            مدیریت و کادر سایت اطلاع رسانی صندلی

          

برای دیدن تصاویر ویژه این روز فرخنده بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

پيام تسليت رهبر معظم انقلاب در پي حادثه مصيبت بار تروريستي در عراق

پيام تسليت رهبر معظم انقلاب در پي حادثه مصيبت بار تروريستي در عراق

آمريکا و اسراييل نخستين متهمان رشد علفهاي هرزه
تروريسم در عراق هستند
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پي حادثه ي مصيبت بار تروريستي در عراق و شهادت مظلومانه ي زائران حسيني، پيام تسليت صادر فرمودند.
به گزارش ايرنا، متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حادثه مصيبت بار تروريستي در عراق و شهادت مظلومانه ي زائران حسيني و راهيان حرم دوست، دلهايي را غمزده و عزادار کرد که به عشق خاندان پيامبر مي تپد و سعادت و فلاح را در پيروي از محمد و آل محمد صلي الله عليه و عليهم مي داند. روسياهاني که دست به خون اين مظلومان آغشته و مرتکب اين جنايت بزرگ شده اند بدانند که رضايت شياطين انس و جن را بر خشنودي اولياء الهي ترجيح داده و خود را در آتش قهر و خشم خداي عزيز و قهار افکنده اند، و ان جهنم لَمُحيطه بالکافرين. دستهاي پليد و مغزهاي شريري که اين تروريسم کور و بي مهار را در عراق بنيان نهاده اند نيز بدانند که آتش به دامان خود آنان خواهد گرفت و مانند برخي ديگر از کشورهاي اسلامي، نيت شوم آنان بيش از همه، گلوي خودشان را خواهد فشرد.
متهم اصلي در اين جنايت و نظائر آن، نيروهاي امنيتي و نظامي آمريکايند که به بهانه ي مقابله با تروريسم، کشوري اسلامي را ستمگرانه اشغال کرده و دهها هزار انسان را در آن به خاک و خون کشيده و روز بروز ناامني را در آن افزايش داده اند. رشد علفهاي هرزه و زهرآگين تروريسم در عراق، بي گمان در سياهه ي جنايات امريکا نوشته مي شود و دستگاههاي اطلاعاتي امريکايي و اسرائيلي نخستين متهمان آنند.
انتظار ما از دولت عراق آن است که با اين جنايات به مقابله يي جدي برخيزد و امنيت زائران عتبات عاليات را به طور کامل تأمين کند.
کشتگان اين حادثه، شهيدان زيارت بارگاه حسيني اند و پاداش آنان نزد خداي عزيز و رحيم است انشاءالله، ولي دلهاي بازماندگان و دوستداران، مالامال از غم است. اينجانب به همه ي داغداران اين حادثه بويژه خانواده ها و بازماندگان عرض تسليت مي کنم و شفاي مجروحان را از خداوند منان مسألت مي نمايم.
سيدعلي خامنه اي
4/ارديبهشت/1388
سيام 9139**1377

بازتاب سخنرانی احمدی نژاد در ژنو از رسانه های جهان

بازتاب سخنرانی دکتر احمدی نژاد در ژنو از رسانه های جهان

 

31 فروردين 1388  21:16
سخنرانی رئیس جمهوری کشورمان دراجلاس ضد نژادپرستی ژنو به طور زنده و مستقیم از شبكه های تلویزیونی آسیا، اروپا، آمریكا، آفریقاو اقیانوسیه پخش و ترجمه شد.                
 
به گزارش شبكه خبر به نقل از واحد مركزی خبر، شبکه های تلویزیونی پنج قاره جهان از جمله الجزیره عربی، الجزیره انگلیسی، العربیه،العالم، پرس تی وی و شبکه های تلویزیونی آمریکا از جمله سی ان ان ،فاکس نیوز و شبکه های تلویزیونی اروپا از جمله یورو نیوز ،اسکای نیوز ،بی بی سی ، فرانس 24 و شبکه های تصویری رویترز و ای پی تی ان دقایقی قبل از آغاز سخنرانی محمود احمدی نژاد در ژنو با قطع برنامه های عادی خود به پوشش این سخنرانی پرداختند.

این شبکه ها همزمان با پخش زنده این سخنرانی به ترجمه همزمان آن نیز مبادرت کردند به طوری که به گفته کارشناسان سیاسی و رسانه های خبری بیش از نیم میلیارد نفر از مردم پنج قاره جهان توانستند این سخنرانی را به طور زنده گوش دهند. 

سخنرانی احمدی نژاد درباره رفتار های نژاد پرستانه غربی ها و لغو حق وتو در شورای امنیت و تضییع حقوق مظلومان جهان از جمله مردم فلسطین با استقبال گسترده مردم منطقه روبه رو شد و شماری از کارشناسان سیاسی در گفتگو با شبکه های خبری منطقه از جمله الجزیره سخنرانی وی را ندای مردم مظلوم و ستم دیده توصیف کردند. 
شبکه تلویزیونی الجزیره این سخنان را  حرف دل ملت های اسلامی ـ عربی توصیف كرد و افزود:سخنان رئیس جمهور ایران حرف ناگفته همه كشورهایی بود كه از نظام بین الملل رنج می برند .

رسانه های انگلیسی نیز سخنان رئیس جمهوری کشورمان را در همایش ضد نژاد پرستی سازمان ملل، به همراه واکنش مثبت حاضران منتشر کردند.

در همین حال رسانه هایی همچون بی بی سی، اسکای، تایمز و گاردین با انتشار سخنان احمدی نژاد در اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل در ژنو، واکنش حامیان رژیم صهیونیستی را در تلاش برای اغتشاش در سخنرانی وی و اقدام شماری از سفیران اروپایی در ترک سالن را نیز پوشش دادند. 

نکته جالب در این اخبار و گزارش ها، اظهار نظر مخاطبان رسانه های انگلیسی است،بیشتر مخاطبان این رسانه ها با معیارهای دو گانه غرب، حمایت بی قید و شرط از رژیم صهیونیستی و بی توجهی به حقوق مردم فلسطین مخالفت و آشکارا یا تلویحی با سخنان رییس جمهور ایران موافقت کردند.

شبکه تلویزیونی فاکس نیوز آمریکا نیز با قطع برنامه های عادی خود در خبری فوری بخش هایی از سخنرانی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در کنفرانس ژنو را پخش کرد. 

شبكه تلویزیونی العربیه نیز سخنان رییس جمهور كشورمان را  مستقیم پخش و ترجمه و برخی جملات احمدی نژاد را به صورت خبر فوری زیرنویس کرد. 

این شبكه در حالی كه سرگرم گفتگو با خبرنگار خود در عراق بود ، با قطع سخنان وی تصاویر دكتر احمدی نژاد را نشان داد كه برای سخنرانی در كنفرانس ضد نژادپرستی در سوئیس آماده می شد. 

خبرنگار آسوشیتدپرس نیز از ژنو گزارش داد ، سخنرانی رئیس جمهوریء اسلامی ایران ،به طور مداوم با تشویق و دست زدن حضار همراه بود . 

شبکه تلویزیونی یورونیوز هم سخنرانی محمود احمدی نژاد در این کنفرانس را به زبان فرانسوی ترجمه و پخش کرد.

شبكه تلویزیونی فرانس 24 نیز اعلام كرد: سه دلقكی كه تلاش می کردند، سخنرانی محمود احمدی نژاد،رئیس جمهوری اسلامی ایران را مختل كنند یهودی بودند.

این شبكه افزود: این افراد که كلاه های رنگارنگی برسرگذاشته بودند ، دانشجویان یهودی فرانسوی بودند.

یكی از این افراد در گفتگو با این شبكه خبری گفت: ما خود را به این حال درآورده بودیم تا كنفرانس دوربان را به تمسخر بگیریم.
 
 

سال ۱۳۸۸ سال اصلاح الگوی مصرف

از سوي رهبر معظم انقلاب نامگذاري شد؛
سال 1388 سال اصلاح الگوي مصرف
جام جم آنلاين: حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، ايشان، نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي مي دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.

رهبر انقلاب اسلامي سال 87 را سالي پُر ماجرا خواندند و با اشاره به حوادث مهم داخلي و خارجي اين سال خاطر نشان كردند: سال 87 با خبرهاي خوش هسته اي كه اثبات كننده توانايي ملت ايران و دانشمندان متبحر اين سرزمين بود، آغاز شد و پرتاب ماهواره اميد، ايران را در اين سال در رديف چند كشور صاحب اين فناوري مهم قرار داد كه اين پيشرفتهاي حقيقتاً شگفت آور، اَرج و اعتبار جديدي براي ملت ايران به همراه آورده است.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به راه اندازي موقت و آزمايشي نيروگاه بوشهر افزودند: دنيا قانع شده است كه راه پيشرفت هسته اي ملت ايران را نمي شود بست زيرا  پيشرفتهاي ايران در عرصه هاي مختلف علمي و غير علمي، نشان دهنده  بي اثر بودن تحريم هاست و اثبات مي كند كه ملت بزرگ ايران از درون مي جوشد و رشد مي‌كند و با اتكاء به جوانان پُر تلاش و سرافراز خود، تبليغات و ترفندهاي دشمنان را خنثي مي‌نمايد.

رهبر انقلاب اسلامي در اين پيام نوروزي همچنين با اشاره به تشكيل مجلس هشتم و كارهاي خوبي كه مجلس و دولت با همكاري يكديگر انجام داده اند افزودند: اميدواريم اين همكاريها همچنان ادامه داشته باشد.

ايشان در زمينه مسائل اقتصادي به بحران عظيم اقتصادي جهان اشاره و خاطر نشان كردند: برغم اين بحران بزرگ كه از آمريكا شروع شد و طوفان سهمگيني در جهان ايجاد كرد و با وجود تحريمها، مسئولان كشور توانستند كشور و ملت را از افتادن در موج عظيم مشكلات ناشي از بحران جهاني تا حدود زيادي، دور نگه دارند كه البته بايد همچنان مراقب بود و تلاش كرد تا انشاءاله پيشرفتهاي اقتصادي روزبروز شكوفاتر شود.

حضرت آيت الله خامنه اي از بروز نوآوريها و شكوفاييهاي چشم گير در سال 87 ابراز خرسندي كردند و افزودند: عمل به اين شعار در مرحله مقدماتي خوب بوده است اما بايد شعار نوآوري و شكوفايي را همچنان با جديت پيگيري كنيم تا به فضل الهي، به نقطه اي كه شايسته ملت ايران است برسيم.

ايشان همچنين در تشريح مسائل مهم جهاني در سال 87 ، علاوه بر بحران اقتصادي جهاني، به حمله ناكام 22 روزه رژيم صهيونيستي به غزه و مقاومت تحسين برانگيز مردم مظلوم فلسطين اشاره و تأكيد كردند: شكست مفتضحانه صهيونيستها، اين تجربه بسيار مهم را براي مردم دنيا به ارمغان آورد كه مي توانند در مقابل ستمگران بايستند و پيروز شوند.

رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي" به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.

ايشان در تشريح زمينه هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع "اسرافهاي شخصي و عمومي" و مصرف بي رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.

رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها"،  برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.

شهادت امام رضا تسليت باد.

فرارسيدن ايام شهادت ولي نعمت ما خراساني ها و تمام ايران حضرت امام

علي بن موسي الرضا عليه السلام بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد.

آستان قدس رضوي در اين مدت برنامه هاي بسيار دارد................

 

دهه فجر مبارک

سی امین بهار پیروزی انقلاب بر شما مبارک

134829.jpg

پیروزی نهایی انقلاب اسلامی در نگاه كلی

پیروزی نهایی انقلاب اسلامی

از بدو حركت تا استقرار نهایی

در نگاه كلی

انقلاب ما انفجار نور بود.

امام خمینی (قدس سره)

در دوران معاصر، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حادثه مهم و حیرت انگیزی برای جهانیان بود. این حادثه ی بزرگ قرن، از یكسو معادلات سیاسی استكبار را در ادامه ی سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بر هم زد و از سوی دیگر، یكی از استوارترین رژیم های وابسته را كه از حمایت قدرت های بزرگ برخوردار بود، ریشه كن ساخت، و در كشوری چون ایران، با اهمیتی كه از نظر استراتژیكی و اقتصادی برای قدرت های بزرگ جهان دارد، تحولی سیاسی – مردمی و عظیم به وجود آورد و این جریان سیاسی، یك بار دیگر اسلام را به عنوان یك قدرت تعیین كننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت جهان اسلام، حركت عظیم بازیابی خویشتن خویش، گریز از سلطه، ایستادگی در برابر استعمار كهنه و نو، ایجاد قطب سیاسی جدید در جهان و فروریزی رژیم های وابسته و تحمیلی را در سرزمین های پر نعمت اسلامی، در برابر دیدگان مشتاق، بیش از یك میلیارد مسلمان گشود و موجی از وحشت و اضطراب در دل های جهان خواران پدید آورد.

معنای انقلابانقلاب در لغت، برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن، رجعت، تغییر، تحول و ... است و در اصطلاح رایج جهان، شورش عدّه ای برای واژگون كردن حكومت و ایجاد حكومتی نو به منظور تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادها، مناسبات، ساختار سیاسی و اجتماعی و جایگزینی سازمانی نوین و مطلوب در چهارچوب اهداف و آرمان های خاص می باشد.

در قرآن واژه ی انقلاب به كار نرفته ولی ده مورد مشتقات آن آمده است. در تمام این آیات، تناسب موضوع و منظور آیات، مفهوم لغوی آن، یعنی تغییر و دگرگونی و برگشتن مورد توجه بوده است، كه گاهی انقلاب به سوی تعالی و كمال است (اعراف 119) و گاهی بازگشت به عقب و انحطاط (آل عمران 144) و گاهی نه این و نه آن.

مشروطیت در ایران (1324 ق) كه دستاورد تلاش مجموعه ای از اقشار مختلف جامعه و غرب گرایان و روشنفكران برای اصلاح بنیادین در نظام دینی و اجتماعی ایران بود، سرانجام توانست با وضع قانون اساسی و متمم آن، تأسیس مجلس شورا و برخی نهادهای سیاسی و اجتماعی دیگر، گام هایی برای تحقق آرمان های خود بردارد. اما به دلایل فراوان، اهداف نظام مشروطه و مردم، برآورده نشد. استقرار دیكتاتوری رضاشاه (1299 تا 1320 ش) انحطاط عمیقی در ابعاد مختلف پدید آورد. او با نهادهای ملی و مذهبی در افتاد و شعائر دینی مورد دشمنی قرار گرفت. وی آداب مذهبی را خلاف تجدد می دانست حوزه های علمی دینی را تعطیل كرد، لباس روحانیت را خلاف رویه مملكت اعلام نمود و سرانجام در بازگشت از سفر به تركیه اقدام به كشف حجاب كرد. مشروطیت نیز به طور كلی به فراموشی سپرده شد. در جریان جنگ جهانی دوم، در سال 1320 شمسی، دیكتاتوری بیست ساله فرو پاشید و آزادی های سیاسی و اجتماعی قابل توجهی پدید آمد.

در فضای پس از شهریور 20، به طور كلی سه جریان عمده ی فكری – سیاسی پدید آمدند كه عبارت بودند از:ماركسیستی، ملی، اسلامی،حزب توده ی ایران مظهر جریان ماركسیستی بود كه در برابر این جریان قدرتمند، انجمن های ملی و اسلامی تشكیل گردید. این دوران با كودتای 28 مرداد 1332، پایان گرفت. از سال 1332 تا 1342، اندیشه و سمت گیری افكار دینی به سوی یك تحول انقلابی و عمومی در جامعه و در میان روشنفكران و جوانان اوج بیشتری گرفت.

انقلاب سفیددر سال 1960، جان.اف. كندی، رییس جمهور امریكا به منظور جلوگیری از تعمیق اندیشه های انقلاب و مبارزات ضدِاستعماری و در نهایت حفظ منافع امریكا، برنامه های اصلاحی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چندی را به حكومت های وابسته توصیه كرد. محمدرضا شاه در سال 1339، در جهت اجرای سیاست «كندی» ، لایحه ی اصلاحات ارضی را به مجلس برد، اما لایحه متوقف شد و كاری از پیش نرفت.

به توصیه امریكا، دكتر علی امینی در اردیبهشت 1340، به نخست وزیری منصوب شد. وی دست به انجام اصلاحاتی، از جمله اصلاحات ارضی زد، حكومت ایران و مطبوعات خارجی و به خصوص امریكایی، نام این اقدامات را انقلاب نهادند كه رفته رفته نام «انقلاب سفید» بر آن اطلاق شد. به خاطر رقابتی كه بین شاه و امینی به وجود آمد، شاه امینی را عزل كرد و در تاریخ 27 تیر 1341، اسد الله علم به نخست وزیری منصوب شد. در تاریخ 16 مهر 1341، مطبوعات نوشتند كه در دولت لایحه ای با سه نكته تازه به تصویب رسید(1)

1-    به زنان حق رأی داده شد.

2-    قید اسلام از شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان برداشته شد.

3-    به جای سوگند به قرآن «كتاب آسمانی» آورده شد.

پس از انتشار این خبر، نخستین موج مخالفت از سوی روحانیت و مراجع دینی پدید آمد و در میان بازاریان و دیگر اقشار جامعه، گسترش یافت و رژیم ناچار به عقب نشینی شد واسد الله عَلَم طی تلگرافی به علمای قم نوشت:

1-    نظریه دولت در مسأله « اسلامیت» همان نظریه علمای اسلام است.

2-    سوگند با قرآن مجید است.

3-    در مسأله مسكوت بودن عدم شركت بانوان در انجمن های ایالتی و ولایتی ...

دولت نظرات آقایان را به مجلس تسلیم و منتظر تصمیم مجلسین خواهد بود.

امام خمینی (قدس سره) كه در آن دوران یكی از مراجع بزرگ تقلید بودند آن را كافی ندانسته و خواستار ادامه ی مبارزه تا لغو رسمی تصویب نامه شدند. سرانجام، پس از پنجاه روز مبارزه، در 7 آذر 1341، در مطبوعات نوشته شد:

«در هیأت دولت تصویب شد كه تصویب نامه مورخه 14/7/1341، قابل اجرا نخواهد بود.»

پس از پایان این ماجرا، تبلیغات دامنه داری علیه روحانیت، كه هماورد غیر منتظره ای برای رژیم تلقی می شد، آشكارا و پنهان آغاز شد. در 19 دی 1341، شاه اصول پیشنهادی خود را كه بعدها «لوایح شش گانه» نام گرفت و تا سال 1356، تا 19 اصل گسترش یافت، اعلام كرد و از مردم خواست كه با شركت در همه پرسی، به آن ها رأی دهند.

این لوایح عبارت بودند از:

1-    الغای رژیم ارباب و رعیتی.

2-    تصویب لایحه قانونی ملی كردن جنگل ها در سراسر كشور.

3-    تصویب لایحه فروش كارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی.

4-    تصویب لایحه ی قانون سهیم كردن كارگران در منافع كارگاه های تولیدی.

5-    لایحه ی اصلاحی قانون انتخابات.

6-    لایحه ی ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.

مراجع تقلید قم و تهران طی اعلامیه ای رفراندم را خلاف شرع و قانون اعلام و شركت در آن را تحریم كردند.

دانشگاه ها، بازاریان و اصناف با اجتماعات، تظاهرات، اعتصابات و بیانیه ها در تهران، قم و برخی شهرهای بزرگ به حمایت از روحانیون برخاستند.

در روز ششم بهمن 1341، همه پرسی انجام گرفت و اعلام شد كه پنج میلیون و ششصد هزار رأی موافق و چهارصد هزار و صد و پنجاه رأی مخالف به صندوق ریخته شده است. كندی و دیگر رهبران جهان به شاه تبریك گفتند، در حالی كه موج مخالفت روحانیت ایران به خارج از كشور نیز سرایت كرد و علمای عراق در سطح گسترده ای به حمایت از علمای ایران برخاستند.

شروع نهضتنوروز سال 1342 شمسی بر اساس پیشنهاد امام خمینی (قدس سره) و تصویب مراجع قم، عزای عمومی اعلام شد. بعد از ظهر روز دوم فروردین به مناسبت سالروز شهادت امام صادق علیه السلام مجلس سوگواری در مدرسه ی فیضیه قم برگزار گردید. جمعیت انبوهی در آن شركت كردند، مأموران رژیم، جلسه را به هم ریختند و شركت كنندگان بخصوص طلاب و روحانیون را مجروح و مضروب ساختند و تنی چند نیز به شهادت رسیدند. پس از این حادثه اعلامیه هایی از علمای قم، تهران، نجف و دیگر شهرها صادر شد كه رژیم شاه به دلیل بی حرمتی به دین و اصل دیانت و علما و طلاب محكوم است. رژیم شاه كارت تحصیلی طلاب را لغو و روحانیون جوان را دستگیر و به سربازخانه ها اعزام كرد.

با آغاز محرم سال 1342 شمسی اغلب سخنرانی ها و عزاداری ها به صورت سیاسی برگزار شد. عصر روز عاشورا امام (قدس سره) در مدرسه ی فیضیه ی قم، در حضور انبوه مردم، سخنرانی كرد و در آن از اعمال رژیم شاه و كشتار مردم و قانون شكنی و خطر اسراییل و خطری كه اسلام  و كشور را تهدید می كند، یاد نمود و آشكارا شاه را مخاطب قرار داده و گفتند(2)

«آقا من به شما نصیحت می كنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من تو را نصحیت می كنم دست بردار از این كارها...»

شب دوازدهم محرم مصادف با 15 خرداد، امام (قدس سره) در قم، دستگیر و در تهران زندانی شدند. روز بعد كه سوم عاشوار بود، علما و مردم از جریان دستگیری امام (قدس سره) آگاه شدند. خشم عمومی همه جا را فرا گرفت و تظاهرات گسترده و پردامنه ای در شهرهای بزرگ مانند، تهران، قم، شیراز، مشهد و ... پدید آمد. رژیم دستور مقابله و سركوب داد. حوادث خونینی به وقوع پیوست. در تهران و قم و دیگر شهرهای بزرگ صدها نفر كشته و مجروح شدند. عصر همان روز در تهران حكومت نظامی اعلام شد.

در 17 اسفند 1342، اسدالله علم از نخست وزیری كناره گیری كرد و حسنعلی منصور به این مقام منصوب گردید. در 18 فروردین 1343، امام (قدس سره) پس از آن كه چند ماه در تهران زندانی و سپس تحت نظر بودند، آزاد و شبانه به قم برده شدند. به این مناسبت مجلس جشنی در مدرسه ی فیضیه برگزار گردید. در پایان این جلسه، قطعنامه ای در ده ماده به این شرح از سوی حوزه علیمه قم صادر شد:

1-    ایجاد نظم صحیح و برنامه های اساسی همه جانبه در مراكز علمی به ویژه حوزه علمیه قم.

2-    اجرای قوانین اسلامی به صورت كامل و احیای سنت های متروك شده ی دینی.

3-    اجرای قانون اساسی به معنای واقعی به ویژه اصل دو و متمم آن.

4-    الغای تصویب نامه و لوایح ضدِ دینی و انحلال مجلسین غیر قانونی.

5-    قطع ایادی استعمار و عمال صهیونیسم از مملكت.

6-    جلوگیری از ظلم و فساد و تعمیم عدالت اجتماعی و نیازمندی های عمومی و ایجاد ایران آزاد، مستقل در زیر پرچم پر افتخار مذهب جعفری.

7-    بهبود وضع اقتصادی و تشویق ملی و اصلاح وضع كارگران و تهیه ی كار برای فارغ التحصیلان.

8-    جلو گیری از اشاعه ی فحشا و منكرات از قبیل برنامه های ضدِ اخلاقی سینماها، تآترها و غیره.

9-  آزادی جمیع زندانیان بی گناه، به ویژه حضرت حجت الاسلام طالقانی و اساتید محترم دانشگاه و بازگشت تبعید شدگان و آوارگان به بلاد خود.

10- رسیدگی به وضع معیشت بازماندگان شهدای پانزدهم خرداد.

در 21 مهر 1343، لایحه ی مصونیت مستشاران امریكایی «كاپیتولاسیون» در مجلس شورا به تصویب رسید كه موج تازه ای از مخالفت با رژیم را در پی داشت.

امام (قدس سره) در 4 آبان 1343، طی یك سخنرانی در مسجد اعظم قم، این مصوبه را عامل بردگی ایرانیان و ناقض استقلال كشور دانست و شاه را سخت مورد سؤال قرار داد و گفت:اگر مملكت ما اشغال امریكاست اعلام كنید.

رژیم در 13 آبان 1343، امام (قدس سره) را به تركیه تبعید كرد. با تبعید ایشان، هیجان عمومی تمام محافل مذهبی و مبارز و طرفداران نهضت اسلامی را فرا گرفت. تظاهرات و اعتصابات عمومی در تهران و قم و برخی شهرهای دیگر پدید آمد. اما رژیم به سركوبی پرداخت و فرزند امام (قدس سره) حاج سید مصطفی را بازداشت و پس از چندی آزاد و به تركیه تبعید كرد.

حركت مسلحانهپس از حادثه 15 خرداد و تبعید رهبر نهضت، مبارزان و مخالفان جدّی رژیم به این نتیجه رسیدند كه دیگر مبارزات سیاسی به صورت سخنرانی، بیانیه و تظاهرات و اعتصابات كارساز نیست. باید قهر آمیز و مسلحانه با رژیم سخن گفت. بر این اساس گروه های انقلابی با مشی مسلحانه، با ایدئولوژی های متفاوت شكل گرفتند. عمده ترین این گروه عبارتند از:

1-  جمعیت (هیأت های ) مؤتلفه اسلامی: متشكل از چند هیأت دینی، كه این تشكیلات پس از تبعید امام (قدس سره) به مبارزه قهر آمیز روی آورد. نخستین اقدام آن ترور منصور نخست وزیر در اول بهمن 1343، به اتهام خیانت به خلق و مسؤول تبعید رهبر قیام بود كه به دست «محمد بخارایی» صورت گرفت. پس از آن بیش از صد نفر از اعضای این تشكیلات دستگیر شدند و پس از محاكمه چند تن از آنان – صادق امانی، محمد بخارایی، رضا صفار هرندی، مرتضی نیك نژاد اعدام و دیگران به حبس ابد و كمتر از آن محكوم شدند.

2-  حزب ملل اسلامی: این جمعیت كه ابتدا «حزب ملل» نامیده می شد و از سال 1340، با هدف مسلحانه تشكیل شده بود پس از 15 خرداد 1342، اندیشه قیام مسلحانه در آن اوج گرفت و نشریه ی «خلق» ارگان خود را منتشر ساخت. این گروه در 24 مهر 1344، شناسایی و حدود هفتاد تن از اعضای آن دستگیر و چند تن از رهبران آن به حبس ابد و كمتر از آن محكوم شدند.

3-  سازمان مجاهدین خلق ایران: با پیشگامی محمد حنیف نژاد، اصغر بدیع زادگان، ناصر صادق، در سال 1334، با مشی مسلحانه  ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد. این سازمان مخفی تا سال 1350، عمل مسلحانه ای انجام نداد و بیشتر به كار تئوریك و تربیت فكری و سیاسی كادرهای خود پرداخت.

4-  گروه پرویز نیكخواه: در سال 1344، با ایدئولوژِی «ماركسیستی» تأسیس شد كه گفته می شود در 21 فروردین 1344، ترور ناموفق شاه در كاخ مرمر به وسیله ی رضا شمس آبادی از سوی این گروه صورت گرفته است.

پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343، «امیر عباس هویدا» نخست وزیر شد. علمای ایران ،عراق ،طلاب و گروه های سیاسی و اجتماعی، با ارسال تلگراف های بسیار به وی، خواستار آزادی امام (قدس سره) شدند. سرانجام با موافقت حكومت ایران، در 13 مهر 1344، امام (قدس سره) به همراه فرزندش از تركیه به نجف منتقل شدند. در 11 اسفند 1345 «نایب السلطنه» شدن فرح دیبا همسر شاه اعلام شد. چون این عمل خلاف قانون اساسی بود ،گفته شد كه در اردیبهشت ماه مجلس موسسان برای اصلاح قانون اساسی تشكیل خواهد شد. روحانیان مبارز مخالفت خود را با این اقدام ابراز و امام (قدس سره) اعلام كردند كه از این پس هدف سرنگونی شاه و رژیم اوست.

در آبان 1346، جشن تاجگذاری شاه بر گزار شد كه با اعتراض نیروهای مخالف و مبارز مواجه گشت و امام (قدس سره) با صدور اعلامیه ای آن را محكوم ساخت.

از بهمن 1348، امام خمینی درس ولایت فقیه خود را در نجف آغاز كردند كه بعداً به شكل كتابی مدون در ایران و كشورهای اسلامی دیگر انتشار یافت.

گوشه ای از جنایات رژیمسال 1350 شمسی، با اختناق و فشار شدید رژیم شاه همراه بود. دلیل این خشونت نیز دو عامل اساسی بود: یكی رشد جنبش و آشكار شدن مبارزات مسلحانه در میان طلاب، دانشجویان و جوانان مذهبی و غیر مذهبی، و دیگر اوج گیری تلاش های فكری، سیاسی و انقلابی افرادی همچون شهید مطهری.

حادثه ی مهم دیگری كه در سال 1350، سبب انحطاط بیشتر رژیم و تعمیق بیشتر مبارزه و مقاوت گردید، برگزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی بود كه با هزینه های گزاف و هرزگی هایی كه صورت گرفت، خشم عمومی را در تمام سطوح برانگیخت. امام (قدس سره) به شدت این جشن را محكوم كرد.

به طور كلی سال های 50 تا 54 اوج دستگیری، شكنجه، اعدام و سركوب های رژیم بود. در سال 1353، كه یك باره در آمد حاصل از فروش نفت افزون گردید، شاه برنامه ی بلند پروازانه ی رسیدن به «تمدن بزرگ» را اعلام كرد. در تاریخ 11 اسفند 1353 «حزب رستاخیز» به عنوان تنها حزب فراگیر با تكیه به سه اصل، اعتقاد به قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب سفید، به وسیله ی شاه اعلام شد و امام (قدس سره) عضویت و شركت در حزب رستاخیز را تحریم كرد.

در پایان سال 1354 مجلسین، بر اساس تصویب نامه ای، تاریخ هجری را به شاهنشاهی تبدیل كه از آغاز سال 1355 شمسی، سال 2535، در تمام مكاتبات رسمی و دولتی مورد استفاده قرار گیرد كه بیش از پیش بر خشم علما و مبارزان افزود.

در سال 1355، كارتر از حزب دموكرات رییس جمهور امریكا شد. یكی از محورهای تبلیغاتی او در انتخابات، مسأله حقوق بشر در جهان بود. از این رو از دولت های دوست خود از جمله ایران خواست كه حقوق بشر را رعایت كنند. شاه ناگزیر «فضای باز سیاسی» را اعلام كرد و این فرصت مناسبی برای گسترش انقلاب در داخل و خارج كشور بود.     

نخستین خشم انقلابی در روزهای 31 خرداد و اوایل تیر 1356، پدید آمد. در 29 خرداد دكتر علی شریعتی در لندن به نحو مشكوكی درگذشت. و شایع شد كه رژیم او را كشته است.

روز اول آبان 1356، آیت الله حاج سید مصطفی خمینی در نجف توسط عوامل رژیم شاه به شهادت رسید. این خبر امواج تازه ای در حركت فزاینده مردم ایجاد كرد و به دنبال آن نوار جدید سخنرانی امام (قدس سره) كه در روز دهم آبان ماه در نجف ایراد شده بود، به منزله دستورالعملی برای تشكل نیروها در مبارزه با رژیم بود. روز 17 دی 1356، در روزنامه اطلاعات مقاله ی اهانت آمیزی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم مستعار احمد رشیدی مطلق، علیه امام (قدس سره) درج گردید. شاه كه پس از سفر كارتر به ایران و تعریف و ستایش او از شاه، بیش از پیش مغرور شده بود، بر انتشار این مقاله صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر كرد.

انتشار این مقاله حركت جدیدی را در كشور پدید آورد. روز 19 دی، طلاب و عده ای از مردم قم مورد هجوم رژیم قرار گرفتند كه طی آن چند تن به شهادت رسیدند. پس از حوادث قم، امام (قدس سره) طی پیامی سلطنت شاه را غاصبانه و جائرانه خواندند و فرمودند(3):

كارتر و دیگر غارتگران مخازن ملت های مظلوم باید بدانند، محمدرضا، خائن و یاغی است و از سلطنت، مخلوع است.

اوج نهضتدر چهلم شهدای قم، از سوی مراجع تقلید عزای عمومی اعلام شد و در اكثر نقاط ایران مراسمی برگزار گردید كه از آن میان قیام مردم تبریز در 20 بهمن بود كه طی آن عدّه ای از مردم به شهادت رسیدند. نوروز سال 1357، عزای عمومی اعلام شد و مراسم پانزده خرداد به صورت بستن بازار و ماندن در خانه ها اجرا شد. بر اساس رهنمودهای امام (قدس سره) مراسم ماه رمضان 1357 و مجالس و سخنرانی ها، یكسره سیاسی و انقلابی و ضدِ رژیم شد.

در 28 مرداد 1357، جمشید آموزگار از نخست وزیری استعفا و مهندس جعفر شریف امامی مأمور تشكیل كابینه شد. وی دولت خود را با عنوان «دولت آشتی ملی» به صحنه آورد و خود را مذهبی و مقلد آیت الله شریعتمداری معرفی كرد. او تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه ها را تعطیل كرد، مطبوعات را آزاد اعلام و قول داد عوامل سوء استفاده كننده و فاسد را مجازات، زندانیان را آزاد، مالیات ها را كاهش، و حزب رستاخیز را منحل كند.

ادعاها و برخی اقدامات دولت جدید این بیم را پدید آورد كه ممكن است مبارزه به ركود كشیده شود و برخی از مراجع و پیشوایان مبارزه را به تسلیم بكشاند، از این رو امام (قدس سره) با ارسال پیامی به ملت ایران، این خطر را گوشزد كرد. روز 13 شهریور 1357، به مناسبت عید فطر نماز با شكوهی در قیطریه تهران به امامت آیت الله مفتح برگزار گردید كه نمایشی از قدرت مردم در مقابل استبداد بود. صبح 17 شهریور 1357، از طریق رادیو، در تهران و 12 شهر بزرگ كشور حكومت نظامی اعلام شد. اما مردم بی خبر و بی اعتنا به شرایط جدید، صبح همان روز در میدان ژاله تهران (شهدا) گرد آمدند و با هشدار نظامیان پراكنده نگشتند. تیراندازی آغاز شد، و فاجعه ای بزرگ پدید آمد كه به (جمعه سیاه) شهرت یافت. امام (قدس سره) طی اعلامیه ای بر ادامه ی مبارزه و ضرورت مقاومت تأكید كرد.

با آغاز سال تحصیلی 1358- 1357 شركت سازمان یافته دانشجویان و دانش آموزان در مبارزات خیابانی بیشتر و مؤثرتر گردید.

رژیم شاه كه  منشأ این قیام عمومی را در نجف و شخص امام (قدس سره) می دانست، در اندیشه اخراج ایشان از عراق افتاد. رژیم عراق با توصیه حكومت ایران ، امام (قدس سره) را دعوت به سكوت و یا خروج از آن كشور كرد كه ایشان راه دوم را انتخاب كردند و عازم كویت شدند، اما آن كشور به ایشان اجازه ورود نداد و از این رو، در تاریخ 13 مهر 1357، عازم فرانسه شد و در دهكده ی «نوفل لوشاتو» ساكن گردیدند. این هجرت، علی رغم تصور شاه، روح تازه ای به مبارزه بخشید.

در آبان ماه اعتصابات كاركنان شركت نفت، مخابرات، بانك ملی، سازمان آب، راه، رادیو و تلویزیون و ... بر دامنه مبارزات افزود. این اعتصاب ها دستگاه اداری كشور را به فروپاشی كشاند. در 14 آبان، ارتشبد غلامرضا ازهاری مأمور تشكیل كابینه شد. شاه طی یك پیام تلویزیونی گفت:

پیام انقلاب ملت ایران را شنیده است و وعده داد كه حكومت و دولت نظامی، موقتی است و پس از آرام شدن اوضاع، انتخابات آزاد برگزار، فاسدین مجازات، قانون اساسی اجرا و به طور كلی گذشته جبران خواهد شد. دولت ازهاری در نخستین گام، مطبوعات را تسخیر كرد و به دنبال آن اعتصاب مطبوعات آغاز شد كه تا پایان دولت او ادامه یافت. تظاهرات تاسوعا و عاشورای آن سال عملاً به صورت همه پرسی در آمد كه مردم شاه و رژیم او را منحل و جمهوری اسلامی را با رهبری امام (قدس سره) خواستار شدند. در پایان راهپیمایی روز عاشورا قطعنامه ای در 17 ماده خوانده شد كه در آن علاوه بر خلع شاه از سلطنت و تأیید رهبری امام (قدس سره) و استقرار حكومت عدل اسلامی، تأمین حقوق بشر، تأمین حقوق سیاسی كلیه ی افراد جامعه ، اجرای عدالت اجتماعی و تأمین حقوق كارگران و دهقانان، به عنوان اهداف نهضت اعلام شد.

دولت ازهاری نیز نه تنها نتوانست جلوی گسترش روز افزون انقلاب را بگیرد بلكه خود نیز به بستر بیماری افتاد. شاه این بار «شاپور بختیار» را كه اعضای قدیمی جبهه ی ملی بود به نخست وزیری انتخاب كرد. او با شعار «سوسیال دموكراسی» گام به جلو نهاد و اعلام كرد كه شاه چندی به مسافرت خارج از كشور خواهد رفت. ژنرال هایزر فرستاده ی مخصوص امریكا به ایران آمد و تلاش كرد ارتش را به حمایت و اطاعت بختیار وادار كند. تمهید دیگر شاه برای حفظ تاج و تخت خود، تشكیل «شورای سلطنت» بود.

در 26 دی، شاه به ناچار از ایران خارج شد. امام (قدس سره) دولت بختیار را غیر قانونی و او را مجرم و خائن دانست. مبارزه ی مردم همچنان ادامه یافت و امام (قدس سره) طی بیانیه ای رهنمودهایی برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ اموال عمومی به ملت ایران دادند و یادآور شدند كه به زودی اعضای «شورای انقلاب» را معرفی خواهند كرد. تظاهرات عظیمی در روز اربعین حسینی در تهران و سراسر ایران انجام شد. در تهران قطعنامه ای در 10 ماده خوانده شد كه در آن دولت بختیار غیر قانونی اعلام و از امام (قدس سره) تقاضا شده بود كه هر چه زودتر شورای انقلاب را معرفی كند. در 5 بهمن 1357، با تلاش اردشیر زاهدی و كمك دولت و ارتش، عده ای در تهران به عنوان حمایت از قانون اساسی راهپیمایی كردند.

در همان روزها اعلام شد كه امام (قدس سره) به زودی به ایران باز می گردد. به دستور بختیار فرودگاه های كشور بسته شد. تظاهرات مردم اوج بیشتری گرفت. سرانجام فرودگاه مهرآباد باز شد و در صبح 12 بهمن 1357 امام (قدس سره) همراه عدّه ای كه اكثراً تبعیدی سالیان پیش بودند، وارد ایران شد و از فرودگاه به بهشت زهرا رفت و در آن جا طی سخنانی دولت بختیار را غیر قانونی خواند و فرمود به زودی دولت را معرفی خواهد كرد. در روز 19 بهمن، عده ای از نظامیان نیروی هوایی ارتش به محل اقامت امام (قدس سره) رفتند و اطاعت خود را از رهبری انقلاب اعلام كردند. شب 21 بهمن، در نیروی هوایی درگیری مسلحانه بین عده ای از افراد این نیرو و گارد شاهنشاهی پیش آمد كه مردم به یاری نیروی هوایی شتافتند و بدین ترتیب درب پادگان ها به روی مردم باز شد و سلاح ها به دست مردم افتاد. سرانجام سران ارتش دست اندركار كودتا شدند و در روز 21 بهمن، از ساعت چهار بعد از ظهر حكومت نظامی اعلام شد. امام (قدس سره) اعلام كرد كه مردم به حكومت نظامی اعتنا نكنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراكز دولتی و نظامی و انتظامی ادمه دادند و تقریباً تمام این مراكز با اندك درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. در پایان روز 22 بهمن 1357، رژیم 2500 ساله پادشاهی و سلطنت 50 ساله پهلوی منقرض گشت و حكومت «جمهوری اسلامی» تشكیل شد. سرانجام در 12 فروردین 1358، طی همه پرسی با 2/98 درصد از آرای مردم، جمهوری اسلامی ایران رسماً اعلام و مستقر گردید.

پی نوشتها:

1-  هر یك از حواث و جریان های انقلاب اسلامی با توجه به تاریخ وقوع آن ها، به طور مبسوط در این كتاب ذكر شده است و در این جا فقط اشاره به سیر حوادث منجر به انقلاب منظور است.

2-صحیفه نور جلد 1،ص57-54،  13/3/1342

3-   صحیفه نور جلد2 ،ص14-11  2/11/1356

فرار شاه

فرار شاه از ایران

بعضی از تحلیل گران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه ی اول سال 1354، را نقطه ی آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانند. وقایعی كه در این سال رخ داد، به حسب ظاهر همه از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حكایت می كرد. درآمد نفت چهار برابر شد و به مرز سالانه 20 میلیارد دلار رسید كه با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار می آمد. شاه با اعلام یك سیستم تك حزبی در اسفند 1353، حكومت مطلقه خود را بر كشور تثبیت كرد، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو كشور كه براساس بیانیه ی الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانی های ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه ی كشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی كه بر اثر افزایش ناگهانی درآمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد. در این میان درباریان، به فكر راه انداختن جشن های تازه ای افتادند. این بار پنجاهمین سال سلطنت خاندان پهلوی را در آبان 1354، بهانه ای برای ریخت و پا ش های تازه قرار دادند. اسدالله علم یكی از معاونین خود، دكتر باهری را كه سوابق توده ای داشت برای سرپرستی برنامه های تبلیغاتی این جشن ها برگزید و ده ها  كتاب در وصف خاندان پهلوی كه هر یك با مقدمه ای با امضای علم آغاز می شد، انتشار یافت

در فوریه ی سال 1976، یعنی در زمان حكومت فورد و یازده ماه قبل از آن كه كارتر وارد كاخ سفید بشود، یك هیئت تحقیقاتی از طرف سازمان اطلاعات مركزی امریكا (سیا) به سرپرستی «ارنست اونی» گزارشی درباره ی خاندان سلطنتی و ساختار حكومت در ایران تهیه كرد كه در تیراژ محدودی در مجموعه ی نشریات محرمانه ی سیا چاپ و بین مقامات سیا و بعضی مقام های بالای امریكا توزیع گردید.(2) در این گزارش، خانواده ی سلطنتی ایران «كانون عناصر فساد و هرزه و شهوتران» معرفی شده و بیش از همه به شرح احوال اشرف پهلوی  به عنوان با نفوذترین و در عین حال فاسدترین اعضای خانواده پرداخته بود و شاه، را زمامداری خودكامه كه به جز افراد خانواده ی خود فقط با ده، دوازده نفر، كه رأس آن ها امیر اسدالله علم وزیر دربارش قرار دارد، محشور است «فقط از این عده اطلاعاتی را كسب می كند. او با كسی مشورت نمی نماید و دیگران فقط مجری تصمیمات او هستند. ایران عملاً تیول چهل خانواده است كه مقامات دولتی و تجارت را تحت كنترل خود دارند و بعد از آن ها 150 تا 160 خانواده ی دیگر هم هستند كه در درجه ی دوم اهمیت قرار گرفته اند و رده ی دوم مقامات سیاسی و فعالیت های بازرگانی كشور را اشغال می كنند. مجموع این خانواده ها كه 200 خانواده می شوند، جایگزین قدرت و نفوذ 1000 فامیلی شده اند كه امریكایی ها در گذشته از آن به عنوان خانواده ی حاكم بر ایران نام می بردند. گزارش سیا در تشریح نهادهای سیاسی در ایران می نویسد:

«دولت و پارلمان در ایران فاقد اختیار و قدرت نهادهای مشابه در حكومت دموكراسی هستند و عملاً جز صحه نهادن بر تصمیمات شاه و اجرای آن نقشی ایفا نمی كنند.»

شاه بعد از روی كار آمدن كارتر در سال 1977، درصدد جلب رضایت وی برآمد. نخست دولت سیزده ساله ی هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار تحصیل كرده ی امریكا را به صدارت گماشت و راهی آن كشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به كاخ سفید كه موجب پرتاب گاز اشك آور از طرف پلیس و اشك ریختن كارتر و مهمانانش شد،

]

 آغاز ناخوشی برای این سفر بود. اما شاه در همان دیدار نخستین با رییس جمهور جدید امریكا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری كند. در این مذاكرات، شاه جای هیچ گله و شكایتی برای امریكایی ها باقی نگذاشت، به طوری كه در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریكه ی سلطنت تكیه زده بود. ولی مشكلات اقتصادی و نابسامانی های ناشی از ریخت و پاش های گذشته از یك طرف و تشدید مخالفت ها با حكومت خودكامه و مفاسد و مشكلات ناشی از آن، به تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید كه مهار آن روز به روز دشوارتر می شد. آموزگار در كار خود فرو مانده و هویدا هم كه به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ گونه كارشكنی در كار دولت فروگذار نمی كرد و سرانجام با انتشار مقاله ی توهین آمیز نسبت به امام خمینی« قدس سره» در روزنامه ی اطلاعات در 17 دی 1356، كاری ترین زهر خود را به حكومت آموزگار ریخت.

 این مقاله به ابتكار هویدا تهیه و شاه بر انتشار آن صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر كرد. سرانجام دولت آموزگار از كار بر كنار شد و شاه شریف امامی را كه مهره انگلیسی ها بود روی كار اورد تا بتوانددر كنار حمایت امریكا، رضایت انگلستان را نیز جلب نماید. انخاب شریف امامی به نخست وزیری هم هیچ یك از انتظارات شاه را بر نیاورد. عقب گرد ناگهانی رژیم در برابر مخالفان و آزادی مطبوعات، به گسترش فعالیت های مخالف رژیم انجامید. اقدام شتابزده ی رژیم در برقراری حكومت نظامی، فاجعه ی 17 شهریور میدان ژاله (شهدا) را آفرید. انعكاس جهانی این فاجعه رژیم را از اجرای مقررات حكومت نظامی بازداشت و تظاهرات و اعتصابات تازه ای را به دنبال آورد.        

تیراندازی به سوی دانشجویان و دانش آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و كشته و زخمی شدن تعدادی از آن ها، تظاهرات بی سابقه ی 14 آبان را در تهران به دنبال داشت. شاه همان روز با هلیكوپتر بر فراز شهر پرواز كرد و پس از مشاهده  ی شعله های آتش كه از صدها نقطه ی شهر زبانه می كشید، به كاخ نیاوران بازگشت و سفیران امریكا و انگلیس را نزد خود فرا خواند تا تصمیم خود را به تشكیل یك دولت نظامی به آن ها ابلاغ كند. سفیر امریكا نظر موافق واشنگتن را با استقرار یك دولت نظامی اعلام داشت. سفیر انگلیس نیز گفت:

دولت انگلستان آنچه را كه اعلی حضرت به مصلحت كشور خود تشخیص دهند، تأیید می كند. شاه پس از این ملاقات حكم نخست وزیری ارتشبد ازهاری را امضا كرد و فردای آن روز ضمن اعلام تشكیل دولت نظامی گفت كه صدای انقلاب ملت را شنیده و قول می دهد كه اشتباهات گذشته جبران شود.

دولت نظامی در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره ی امور كشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حكومت نظامی هم عملاً كارآیی خود را از دست داد، زیرا مقررات حكومت نظامی در مورد منع اجتماعات اجرا نمی شد.  حكومت نظامی به ویژه در مورد مطبوعات سختگیری كرد، ولی نویسندگان مطبوعات زیر بار سانسور نرفتند و دست به اعتصاب زدند و مردم بیش از پیش برای آگاهی از آنچه در كشورشان می گذشت به رادیوهای بیگانه روی آوردند. گسترش موج اعتصابات در سراسر كشور، بخصوص صنعت نفت، مملكت را به حال فلج كامل در آورد و درآمد ارزی كشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی كه در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ی ملی روی آورد و قبل از همه دكتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دكتر صدیقی پس از یك هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد. شاه از شاپور بختیار دعوت كرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار كامل و خروج شاه از كشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.

با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی قدس سره و كشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم های مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان ،مشهد و ...، و اعتصاب كارگران شركت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام« قدس سره»، كنترل امنیت كشور از دست نیروهای رژیم و حتی حكومت نظامی خارج شد و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردید.

در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول  بودند كه حل بحران، با حضور شاه در ایران امكان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد كرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامیازهاری در برقراری نظم و آرامش و رقع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، راه دیگری جز خروج از كشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت كنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یك هلیكوپتر وارد فرودگاه شدند.     

شاه در مصاحبه ی كوتاهی به خبرنگاران گفت:(1)

«مدتی است احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این كه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اكنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترك می كنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی كه پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»

در مورد مدت سفر گفت:

«این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین كنم.»

ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترك كردند.

      

در آخرین روزها فرح كوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این كار مشكلی را حل نخواهد كرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود كه او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی كمتر از یك ماه پس از فرار شاه سقوط كرد و طومار عمر رژیم سرتاسر ظلم و جور 2500 ساله ی شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.

پی نوشتها:

1-    غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص 314-313.

2-    محمود طلوعی، پدر و پسر، ناگفته ها و ناشنیدنی ها از زندگی و روزگار پهلوی ها، ص 753-751.

محرم الحرام آمد تسلیت

با سلام. بالاخره دوباره یک محرم دیگر آمد خوش آمدی.................

       زنو آمد محرم به تن کن رخت ماتم                      به اذن مادر ارباب عالم

دوستان شاید قبلا نیز گفتم هرکسی ماهی از سال را دوست داره احساس منه حالا شما رو نمی دونم

من شخصا در ماه محرم دوباره متولد می شوم.

یادم می یاد از ۲ سال قبل از حرفی که مدیر دبیرستانمان در نصر بزرگ جناب آقای اکبری زدند و گفتند:

چه زود دیر می شود یاری کردن حسین علیه السلام

نظر شما راجع به محرم الحرام چیست؟

با در قسمت نظرات در میان بگذارید.

محرم

 

 

شیخ بهایی و نوآوری در طرز کار با اسطرلاب

شیخ بهایی به دلیل بر خورداری از تخصص ریاضی و دانشنجوم و نیز علوم غریبه درمحاسبات و طرز کاربا اسطرلاب نو آوری داشته و در محاسبه ی سطح دریاچه روش خاصی را ترسیم کرده است که به گفته ی خود کسی بر او سبقت نگرفته است.

از شاهکارهای کم نظیر او می توان به به مهندسی سازه هایی همچون مسجد عظیم امام و مسجد بی نظیر شیخ لطف الله نام برد.

ایشان در علومی همچون فقه و نجوم و ریاضی و فیزیک و مهندسی سازه و... تبهر داشتند.

شیخ بهایی بعد از فوت در حرم مطهر حضرت ثامن(ع)دفن شد. 

 ستایش نقدی پور

پیام مدیریت:ستایش عزیز از مطلب زیبایت متشکرم.                       مسعود ضیایی

مسیحیان عزیز تبریک

                           

میلاد حضرت مسیح علیه السلام پیام اور صلح و شادی مبارک باد.

                                 میلاد حضرت مسیح(ع)