داستان زیبای آستانه

داستان زیبای آسمانه  برگرفته از داستانی واقعی                              

آسمانه 

 آسمان  هم دلش گرفته است . نم نم باران مي بارد . من هم هر بار كه پايم را اينجا  مي گذارم دلم مي گيرد.اما با ديدن او موجي از اميد به زندگي در من جريان مي يابد. گل هاي خشك شده و آويزان به ميله بالاي تختش خبر از روح لطيف و پاكش مي هد.

نگاه معصوم اما اميدوار و خندانش به پيشوازمان مي آيد. مي بوسمش. بوي گل مي دهد. آخر امروز تولدش است . 24 ساله مي شود. خودم را معرفي مي كنم ،بلافاصله مرا به خاطر مي آورد.از بار پيش كه به ديدنش آمده بودم چند ماهي مي گذرد.صورتش كوچكتر شده است .بيماري هايي كه در اين چند ماه گذشته پشت سر گذاشته او را حسابي ضعيف كرده است.اما هنوز چشمانش همان برق هميشگي را دارد.از اينكه در چنين روزي به ديدنش رفته ايم خيلي خوشحال است. دوربينم را كه  برمي دارم جا مي خورد.

- مي خواهي عكس بگيري؟ من مرتبم؟

-مثل هميشه زيبا و دوست داشتني...

چهار سال از روزي كه به آسايشگاه آمده ميگذرد.چها ر سال از آن حادثه غم انگيز . تازه شش ماه از ازدواجش مي گذشت كه با همسرش راهي سفر مي شود . و آن تصادف وحشتناك .به همين راحتي مسير زندگي آدم ها تغيير مي كند. و حالا  ساكن و بي حركت روي تخت اين آسايشگاه ...

دختري سرزنده و پر جنب و جوش  ، كه دست تقدير و زمانه او را براي هميشه روي تخت آسايشگاه خوابانده است.  برق چشمانش را كه مي بينم يك لحظه فراموش مي كنم كه در چه موقعيتي است.چيدمان ميز كنار تختش او را از ديگر بيماران اين بخش متمايز كرده است. با اينكه غير از سرش هيچ يك از اعضاي بدنش قادر به حركت نيست  روحش مانند يك دختر جوان و جسور يكسره در حال جست وخيز است . سمانه الان نزديك به يك سال است كه دانشجو است . درست سه سال پس از انصراف از دانشگاه به خاطر مشكل حركتي جسمش دوباره به فكر درس خواندن افتاد و اينبار در رشته علوم تربيتي مشغول به تحصيل مي باشد .كلاس درس و دانشگاه او همين جاست روي تختش . همين جا درس مي خواند همين جا امتحان مي دهد همين جا زندگي مي كند و ....

او معتقد است حالا كه خداوند ادامه زندگي را براي او اينگونه مقدر كرده نبايد با آن جنگيد بايد  طوري ديگر و از زاويه اي ديگر به آن نگريست .شايد از اين زاويه هم دنيا از ديد او خيلي زيباتر از ديد خيلي از ما باشد. براي همين است كه دوستان زيادي دارد. حتي همسرش هم كه به اصرار خود سمانه از او جدا شده و در حال زندگي با شخص ديگري است  او را تنها نگذاشته ،به ديدنش مي آيد، برايش هديه مي آورد و ساعت ها وقتش را با او و كنار تختش مي گذراند.

هر چه فكر مي كنم نميتوانم باور كنم .چطور ممكن است انساني چنين بي محابا در گردابي خروشان از مسير جريان زندگي دور افتاده باشد و دوباره  چنين محكم و استوار خودش را به جريان سيال زندگي بكشاند.در اين افكار غوطه ور بودم كه دستان سارا دور گردن سمانه حلقه شد و جلو ي لنز دوربين را پوشاند.

ادامه دارد.........

نویسنده:کیارش کثیری

 

اربعين حسيني، تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست

اربعين حسيني، تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد

پخش مستقیم از کربلای معلی

edunews12

سایت همه جانبه صندلی

مدیریت سايت:مسعود ضيايي

اربعين در فرهنگ عاشورا

 زيارت اربعين (صوت)

غريبانه (تصويري)    

يا حسين(تصويري)  

سوگواري(تصويري) 

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

 نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

  

 اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.

و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

پرتاب موفقیت آمیز "ماهواره بر" سفیر امید

                    

          پرتاب موفقیت آمیز "ماهواره بر" سفیر امید بر تمامی ملت غیور ایران اسلامی مبارک باد

سایت همه جانبه صندلی این موفقیت را به تمامی عوامل این پروژه ی ملی تبریک می گوید.

خدا قوت خسته نباشید 

  

                           

ناسا موفقيت آميز بودن پرتاب ماهواره ملي اميد به مدار زمين را تاييد کرد.

سازمان فضانوردي آمريکا ناسا موفقيت آميز بودن پرتاب ماهواره ملي اميد به مدار زمين را تاييد کرد.

به گزارش ایرنا، "جفري فوردن" تحليلگر تحقيقاتي دانشگاه "ام آي تي" گفت: ايران با وجود تحريم ها و مخالفت جهاني، به باشگاه کاملا انحصاري کشورهايي که ماهواره در مدار زمين قرار داده اند پيوسته است.
وي طي اظهاراتي که در رسانه هاي خبري جهان بازتاب داشته است، پرتاب ماهواره ملي اميد را يک دستاورد فناوري ارزيابي کرده است.
فوردن ، با استناد به اطلاعاتي که سازمان فضانوردي آمريکا ناسا منتشر کرده و گزارشهاي رصدگران آماتور گفت: به نظر مي رسد اين ماهواره با موفقيت در يک مدار پاييني زمين قرار گرفته است.
وي افزود: مشخص نيست که ايران براي پرتاب اين ماهواره از راکت سه مرحله اي نظير موشکهاي اسکاد شوروي سابق بهره گرفته يا يک راکت دو مرحله اي ساخته است.
فوردن اظهار داشت: برخي رصدگران آماتور معتقدند ايران از راکت دو مرحله اي استفاده کرده است، هر چند هنوز هيچ تاييد رسمي در اين باره وجود ندارد.
وي افزود: چنانچه اين راکت يک راکت دو مرحله اي باشد به منزله جهش بسيار بزرگي در فناوري ايران است که بسيار نگران کننده خواهد بود.
به گفته وي ، ناسا اولين عناصر مداري ماهواره و بدنه راکت آن را که با پرتاب از سايت پرتاب کاوشگر در ساعت 18 و 38 دقيقه روز دوم فوريه سال 2009 به وقت گرينويچ کاملا مطابقت دارد، منتشر کرده است.
اين تحليلگر افزود: رصدگران آماتور ماهواره در انگليس با استفاده از علايم راديويي وجود اين ماهواره را تاييد کردند.
رصدهاي نوري نشان مي دهد بدنه راکت بسيار درخشانتر از ماهواره است که بيانگر آن است که ايران احتمالا ترکيب سوخت / موتور قدرتمندي براي راکت تهيه کرده است.
جاناتان مک داول تحليلگر برنامه فضايي در مرکز اخترفيزيک اسميتسونيان هاروارد مي گويد برخوداري از راکت چند مرحله اي گام بزرگي در فناوري موشکي است و مهمتر اينکه ايراني هاي تحت تحريم ، به تنهايي به اين موفقيت دست يافته اند و آنها با اين کار خود ثابت کردند پرتاب ماهواره خيلي دشوار نيست.
مک داول گفت: آمريکا مي تواند انتظار داشته باشد که ايران ، در سالهاي آينده پرتاب ماهواره هاي فضايي و مخابراتي بزرگتر و با قابليت هاي بيشتر را به مدارهاي بالاتر آغاز کند.
به گفته فوردن، رصدگران آماتور در ساعت 3 بعدازظهر در ادينبورگ اسکاتلند اين ماهواره را مشاهده کرده اند.

پرتاب ماهواره ملي اميد که روز سه شنبه با ماهواره بر سفير 2 به مدار زمين فرستاده شد در صدر اخبار رسانه هاي خارجي و داخلي قرار گرفته است.

دهه فجر مبارک

سی امین بهار پیروزی انقلاب بر شما مبارک

134829.jpg

دانلود سرود انقلابی

  سرود های انقلابی به مناسبت دهه فجر

Download

Play

خجسته باد

Download

Play

22 بهمن

Download

Play

خمینی ای امام

Download

Play

الله الله

Download

Play

لاله در خون

Download

Play

الله الله لا اله الا الله

Download

Play

مسلمانان به پا خیزید

Download

Play

الله اکبر

Download

Play

سفر مبارک

Download

Play

آرمانم شهادت

Download

Play

سنگر اسلام

Download

Play

ارتش برادر ما

Download

Play

سپیده اولین بهار

Download

Play

بهاران خجسته باد

Download

Play

خجسته باد این پیروزی

Download

Play

بهمن خونین

Download

Play

شهید

Download

Play

دیو چو بیرون رود

Download

Play

شهیدان خدایی

Download

Play

ای بسیجی

Download

Play

تو ای طلایی سحر

Download

Play

گلزار وطن

Download

Play

وطنم

Download

Play

ایران ایران

پیروزی نهایی انقلاب اسلامی در نگاه كلی

پیروزی نهایی انقلاب اسلامی

از بدو حركت تا استقرار نهایی

در نگاه كلی

انقلاب ما انفجار نور بود.

امام خمینی (قدس سره)

در دوران معاصر، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حادثه مهم و حیرت انگیزی برای جهانیان بود. این حادثه ی بزرگ قرن، از یكسو معادلات سیاسی استكبار را در ادامه ی سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بر هم زد و از سوی دیگر، یكی از استوارترین رژیم های وابسته را كه از حمایت قدرت های بزرگ برخوردار بود، ریشه كن ساخت، و در كشوری چون ایران، با اهمیتی كه از نظر استراتژیكی و اقتصادی برای قدرت های بزرگ جهان دارد، تحولی سیاسی – مردمی و عظیم به وجود آورد و این جریان سیاسی، یك بار دیگر اسلام را به عنوان یك قدرت تعیین كننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت جهان اسلام، حركت عظیم بازیابی خویشتن خویش، گریز از سلطه، ایستادگی در برابر استعمار كهنه و نو، ایجاد قطب سیاسی جدید در جهان و فروریزی رژیم های وابسته و تحمیلی را در سرزمین های پر نعمت اسلامی، در برابر دیدگان مشتاق، بیش از یك میلیارد مسلمان گشود و موجی از وحشت و اضطراب در دل های جهان خواران پدید آورد.

معنای انقلابانقلاب در لغت، برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن، رجعت، تغییر، تحول و ... است و در اصطلاح رایج جهان، شورش عدّه ای برای واژگون كردن حكومت و ایجاد حكومتی نو به منظور تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادها، مناسبات، ساختار سیاسی و اجتماعی و جایگزینی سازمانی نوین و مطلوب در چهارچوب اهداف و آرمان های خاص می باشد.

در قرآن واژه ی انقلاب به كار نرفته ولی ده مورد مشتقات آن آمده است. در تمام این آیات، تناسب موضوع و منظور آیات، مفهوم لغوی آن، یعنی تغییر و دگرگونی و برگشتن مورد توجه بوده است، كه گاهی انقلاب به سوی تعالی و كمال است (اعراف 119) و گاهی بازگشت به عقب و انحطاط (آل عمران 144) و گاهی نه این و نه آن.

مشروطیت در ایران (1324 ق) كه دستاورد تلاش مجموعه ای از اقشار مختلف جامعه و غرب گرایان و روشنفكران برای اصلاح بنیادین در نظام دینی و اجتماعی ایران بود، سرانجام توانست با وضع قانون اساسی و متمم آن، تأسیس مجلس شورا و برخی نهادهای سیاسی و اجتماعی دیگر، گام هایی برای تحقق آرمان های خود بردارد. اما به دلایل فراوان، اهداف نظام مشروطه و مردم، برآورده نشد. استقرار دیكتاتوری رضاشاه (1299 تا 1320 ش) انحطاط عمیقی در ابعاد مختلف پدید آورد. او با نهادهای ملی و مذهبی در افتاد و شعائر دینی مورد دشمنی قرار گرفت. وی آداب مذهبی را خلاف تجدد می دانست حوزه های علمی دینی را تعطیل كرد، لباس روحانیت را خلاف رویه مملكت اعلام نمود و سرانجام در بازگشت از سفر به تركیه اقدام به كشف حجاب كرد. مشروطیت نیز به طور كلی به فراموشی سپرده شد. در جریان جنگ جهانی دوم، در سال 1320 شمسی، دیكتاتوری بیست ساله فرو پاشید و آزادی های سیاسی و اجتماعی قابل توجهی پدید آمد.

در فضای پس از شهریور 20، به طور كلی سه جریان عمده ی فكری – سیاسی پدید آمدند كه عبارت بودند از:ماركسیستی، ملی، اسلامی،حزب توده ی ایران مظهر جریان ماركسیستی بود كه در برابر این جریان قدرتمند، انجمن های ملی و اسلامی تشكیل گردید. این دوران با كودتای 28 مرداد 1332، پایان گرفت. از سال 1332 تا 1342، اندیشه و سمت گیری افكار دینی به سوی یك تحول انقلابی و عمومی در جامعه و در میان روشنفكران و جوانان اوج بیشتری گرفت.

انقلاب سفیددر سال 1960، جان.اف. كندی، رییس جمهور امریكا به منظور جلوگیری از تعمیق اندیشه های انقلاب و مبارزات ضدِاستعماری و در نهایت حفظ منافع امریكا، برنامه های اصلاحی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چندی را به حكومت های وابسته توصیه كرد. محمدرضا شاه در سال 1339، در جهت اجرای سیاست «كندی» ، لایحه ی اصلاحات ارضی را به مجلس برد، اما لایحه متوقف شد و كاری از پیش نرفت.

به توصیه امریكا، دكتر علی امینی در اردیبهشت 1340، به نخست وزیری منصوب شد. وی دست به انجام اصلاحاتی، از جمله اصلاحات ارضی زد، حكومت ایران و مطبوعات خارجی و به خصوص امریكایی، نام این اقدامات را انقلاب نهادند كه رفته رفته نام «انقلاب سفید» بر آن اطلاق شد. به خاطر رقابتی كه بین شاه و امینی به وجود آمد، شاه امینی را عزل كرد و در تاریخ 27 تیر 1341، اسد الله علم به نخست وزیری منصوب شد. در تاریخ 16 مهر 1341، مطبوعات نوشتند كه در دولت لایحه ای با سه نكته تازه به تصویب رسید(1)

1-    به زنان حق رأی داده شد.

2-    قید اسلام از شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان برداشته شد.

3-    به جای سوگند به قرآن «كتاب آسمانی» آورده شد.

پس از انتشار این خبر، نخستین موج مخالفت از سوی روحانیت و مراجع دینی پدید آمد و در میان بازاریان و دیگر اقشار جامعه، گسترش یافت و رژیم ناچار به عقب نشینی شد واسد الله عَلَم طی تلگرافی به علمای قم نوشت:

1-    نظریه دولت در مسأله « اسلامیت» همان نظریه علمای اسلام است.

2-    سوگند با قرآن مجید است.

3-    در مسأله مسكوت بودن عدم شركت بانوان در انجمن های ایالتی و ولایتی ...

دولت نظرات آقایان را به مجلس تسلیم و منتظر تصمیم مجلسین خواهد بود.

امام خمینی (قدس سره) كه در آن دوران یكی از مراجع بزرگ تقلید بودند آن را كافی ندانسته و خواستار ادامه ی مبارزه تا لغو رسمی تصویب نامه شدند. سرانجام، پس از پنجاه روز مبارزه، در 7 آذر 1341، در مطبوعات نوشته شد:

«در هیأت دولت تصویب شد كه تصویب نامه مورخه 14/7/1341، قابل اجرا نخواهد بود.»

پس از پایان این ماجرا، تبلیغات دامنه داری علیه روحانیت، كه هماورد غیر منتظره ای برای رژیم تلقی می شد، آشكارا و پنهان آغاز شد. در 19 دی 1341، شاه اصول پیشنهادی خود را كه بعدها «لوایح شش گانه» نام گرفت و تا سال 1356، تا 19 اصل گسترش یافت، اعلام كرد و از مردم خواست كه با شركت در همه پرسی، به آن ها رأی دهند.

این لوایح عبارت بودند از:

1-    الغای رژیم ارباب و رعیتی.

2-    تصویب لایحه قانونی ملی كردن جنگل ها در سراسر كشور.

3-    تصویب لایحه فروش كارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی.

4-    تصویب لایحه ی قانون سهیم كردن كارگران در منافع كارگاه های تولیدی.

5-    لایحه ی اصلاحی قانون انتخابات.

6-    لایحه ی ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.

مراجع تقلید قم و تهران طی اعلامیه ای رفراندم را خلاف شرع و قانون اعلام و شركت در آن را تحریم كردند.

دانشگاه ها، بازاریان و اصناف با اجتماعات، تظاهرات، اعتصابات و بیانیه ها در تهران، قم و برخی شهرهای بزرگ به حمایت از روحانیون برخاستند.

در روز ششم بهمن 1341، همه پرسی انجام گرفت و اعلام شد كه پنج میلیون و ششصد هزار رأی موافق و چهارصد هزار و صد و پنجاه رأی مخالف به صندوق ریخته شده است. كندی و دیگر رهبران جهان به شاه تبریك گفتند، در حالی كه موج مخالفت روحانیت ایران به خارج از كشور نیز سرایت كرد و علمای عراق در سطح گسترده ای به حمایت از علمای ایران برخاستند.

شروع نهضتنوروز سال 1342 شمسی بر اساس پیشنهاد امام خمینی (قدس سره) و تصویب مراجع قم، عزای عمومی اعلام شد. بعد از ظهر روز دوم فروردین به مناسبت سالروز شهادت امام صادق علیه السلام مجلس سوگواری در مدرسه ی فیضیه قم برگزار گردید. جمعیت انبوهی در آن شركت كردند، مأموران رژیم، جلسه را به هم ریختند و شركت كنندگان بخصوص طلاب و روحانیون را مجروح و مضروب ساختند و تنی چند نیز به شهادت رسیدند. پس از این حادثه اعلامیه هایی از علمای قم، تهران، نجف و دیگر شهرها صادر شد كه رژیم شاه به دلیل بی حرمتی به دین و اصل دیانت و علما و طلاب محكوم است. رژیم شاه كارت تحصیلی طلاب را لغو و روحانیون جوان را دستگیر و به سربازخانه ها اعزام كرد.

با آغاز محرم سال 1342 شمسی اغلب سخنرانی ها و عزاداری ها به صورت سیاسی برگزار شد. عصر روز عاشورا امام (قدس سره) در مدرسه ی فیضیه ی قم، در حضور انبوه مردم، سخنرانی كرد و در آن از اعمال رژیم شاه و كشتار مردم و قانون شكنی و خطر اسراییل و خطری كه اسلام  و كشور را تهدید می كند، یاد نمود و آشكارا شاه را مخاطب قرار داده و گفتند(2)

«آقا من به شما نصیحت می كنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من تو را نصحیت می كنم دست بردار از این كارها...»

شب دوازدهم محرم مصادف با 15 خرداد، امام (قدس سره) در قم، دستگیر و در تهران زندانی شدند. روز بعد كه سوم عاشوار بود، علما و مردم از جریان دستگیری امام (قدس سره) آگاه شدند. خشم عمومی همه جا را فرا گرفت و تظاهرات گسترده و پردامنه ای در شهرهای بزرگ مانند، تهران، قم، شیراز، مشهد و ... پدید آمد. رژیم دستور مقابله و سركوب داد. حوادث خونینی به وقوع پیوست. در تهران و قم و دیگر شهرهای بزرگ صدها نفر كشته و مجروح شدند. عصر همان روز در تهران حكومت نظامی اعلام شد.

در 17 اسفند 1342، اسدالله علم از نخست وزیری كناره گیری كرد و حسنعلی منصور به این مقام منصوب گردید. در 18 فروردین 1343، امام (قدس سره) پس از آن كه چند ماه در تهران زندانی و سپس تحت نظر بودند، آزاد و شبانه به قم برده شدند. به این مناسبت مجلس جشنی در مدرسه ی فیضیه برگزار گردید. در پایان این جلسه، قطعنامه ای در ده ماده به این شرح از سوی حوزه علیمه قم صادر شد:

1-    ایجاد نظم صحیح و برنامه های اساسی همه جانبه در مراكز علمی به ویژه حوزه علمیه قم.

2-    اجرای قوانین اسلامی به صورت كامل و احیای سنت های متروك شده ی دینی.

3-    اجرای قانون اساسی به معنای واقعی به ویژه اصل دو و متمم آن.

4-    الغای تصویب نامه و لوایح ضدِ دینی و انحلال مجلسین غیر قانونی.

5-    قطع ایادی استعمار و عمال صهیونیسم از مملكت.

6-    جلوگیری از ظلم و فساد و تعمیم عدالت اجتماعی و نیازمندی های عمومی و ایجاد ایران آزاد، مستقل در زیر پرچم پر افتخار مذهب جعفری.

7-    بهبود وضع اقتصادی و تشویق ملی و اصلاح وضع كارگران و تهیه ی كار برای فارغ التحصیلان.

8-    جلو گیری از اشاعه ی فحشا و منكرات از قبیل برنامه های ضدِ اخلاقی سینماها، تآترها و غیره.

9-  آزادی جمیع زندانیان بی گناه، به ویژه حضرت حجت الاسلام طالقانی و اساتید محترم دانشگاه و بازگشت تبعید شدگان و آوارگان به بلاد خود.

10- رسیدگی به وضع معیشت بازماندگان شهدای پانزدهم خرداد.

در 21 مهر 1343، لایحه ی مصونیت مستشاران امریكایی «كاپیتولاسیون» در مجلس شورا به تصویب رسید كه موج تازه ای از مخالفت با رژیم را در پی داشت.

امام (قدس سره) در 4 آبان 1343، طی یك سخنرانی در مسجد اعظم قم، این مصوبه را عامل بردگی ایرانیان و ناقض استقلال كشور دانست و شاه را سخت مورد سؤال قرار داد و گفت:اگر مملكت ما اشغال امریكاست اعلام كنید.

رژیم در 13 آبان 1343، امام (قدس سره) را به تركیه تبعید كرد. با تبعید ایشان، هیجان عمومی تمام محافل مذهبی و مبارز و طرفداران نهضت اسلامی را فرا گرفت. تظاهرات و اعتصابات عمومی در تهران و قم و برخی شهرهای دیگر پدید آمد. اما رژیم به سركوبی پرداخت و فرزند امام (قدس سره) حاج سید مصطفی را بازداشت و پس از چندی آزاد و به تركیه تبعید كرد.

حركت مسلحانهپس از حادثه 15 خرداد و تبعید رهبر نهضت، مبارزان و مخالفان جدّی رژیم به این نتیجه رسیدند كه دیگر مبارزات سیاسی به صورت سخنرانی، بیانیه و تظاهرات و اعتصابات كارساز نیست. باید قهر آمیز و مسلحانه با رژیم سخن گفت. بر این اساس گروه های انقلابی با مشی مسلحانه، با ایدئولوژی های متفاوت شكل گرفتند. عمده ترین این گروه عبارتند از:

1-  جمعیت (هیأت های ) مؤتلفه اسلامی: متشكل از چند هیأت دینی، كه این تشكیلات پس از تبعید امام (قدس سره) به مبارزه قهر آمیز روی آورد. نخستین اقدام آن ترور منصور نخست وزیر در اول بهمن 1343، به اتهام خیانت به خلق و مسؤول تبعید رهبر قیام بود كه به دست «محمد بخارایی» صورت گرفت. پس از آن بیش از صد نفر از اعضای این تشكیلات دستگیر شدند و پس از محاكمه چند تن از آنان – صادق امانی، محمد بخارایی، رضا صفار هرندی، مرتضی نیك نژاد اعدام و دیگران به حبس ابد و كمتر از آن محكوم شدند.

2-  حزب ملل اسلامی: این جمعیت كه ابتدا «حزب ملل» نامیده می شد و از سال 1340، با هدف مسلحانه تشكیل شده بود پس از 15 خرداد 1342، اندیشه قیام مسلحانه در آن اوج گرفت و نشریه ی «خلق» ارگان خود را منتشر ساخت. این گروه در 24 مهر 1344، شناسایی و حدود هفتاد تن از اعضای آن دستگیر و چند تن از رهبران آن به حبس ابد و كمتر از آن محكوم شدند.

3-  سازمان مجاهدین خلق ایران: با پیشگامی محمد حنیف نژاد، اصغر بدیع زادگان، ناصر صادق، در سال 1334، با مشی مسلحانه  ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد. این سازمان مخفی تا سال 1350، عمل مسلحانه ای انجام نداد و بیشتر به كار تئوریك و تربیت فكری و سیاسی كادرهای خود پرداخت.

4-  گروه پرویز نیكخواه: در سال 1344، با ایدئولوژِی «ماركسیستی» تأسیس شد كه گفته می شود در 21 فروردین 1344، ترور ناموفق شاه در كاخ مرمر به وسیله ی رضا شمس آبادی از سوی این گروه صورت گرفته است.

پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343، «امیر عباس هویدا» نخست وزیر شد. علمای ایران ،عراق ،طلاب و گروه های سیاسی و اجتماعی، با ارسال تلگراف های بسیار به وی، خواستار آزادی امام (قدس سره) شدند. سرانجام با موافقت حكومت ایران، در 13 مهر 1344، امام (قدس سره) به همراه فرزندش از تركیه به نجف منتقل شدند. در 11 اسفند 1345 «نایب السلطنه» شدن فرح دیبا همسر شاه اعلام شد. چون این عمل خلاف قانون اساسی بود ،گفته شد كه در اردیبهشت ماه مجلس موسسان برای اصلاح قانون اساسی تشكیل خواهد شد. روحانیان مبارز مخالفت خود را با این اقدام ابراز و امام (قدس سره) اعلام كردند كه از این پس هدف سرنگونی شاه و رژیم اوست.

در آبان 1346، جشن تاجگذاری شاه بر گزار شد كه با اعتراض نیروهای مخالف و مبارز مواجه گشت و امام (قدس سره) با صدور اعلامیه ای آن را محكوم ساخت.

از بهمن 1348، امام خمینی درس ولایت فقیه خود را در نجف آغاز كردند كه بعداً به شكل كتابی مدون در ایران و كشورهای اسلامی دیگر انتشار یافت.

گوشه ای از جنایات رژیمسال 1350 شمسی، با اختناق و فشار شدید رژیم شاه همراه بود. دلیل این خشونت نیز دو عامل اساسی بود: یكی رشد جنبش و آشكار شدن مبارزات مسلحانه در میان طلاب، دانشجویان و جوانان مذهبی و غیر مذهبی، و دیگر اوج گیری تلاش های فكری، سیاسی و انقلابی افرادی همچون شهید مطهری.

حادثه ی مهم دیگری كه در سال 1350، سبب انحطاط بیشتر رژیم و تعمیق بیشتر مبارزه و مقاوت گردید، برگزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی بود كه با هزینه های گزاف و هرزگی هایی كه صورت گرفت، خشم عمومی را در تمام سطوح برانگیخت. امام (قدس سره) به شدت این جشن را محكوم كرد.

به طور كلی سال های 50 تا 54 اوج دستگیری، شكنجه، اعدام و سركوب های رژیم بود. در سال 1353، كه یك باره در آمد حاصل از فروش نفت افزون گردید، شاه برنامه ی بلند پروازانه ی رسیدن به «تمدن بزرگ» را اعلام كرد. در تاریخ 11 اسفند 1353 «حزب رستاخیز» به عنوان تنها حزب فراگیر با تكیه به سه اصل، اعتقاد به قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب سفید، به وسیله ی شاه اعلام شد و امام (قدس سره) عضویت و شركت در حزب رستاخیز را تحریم كرد.

در پایان سال 1354 مجلسین، بر اساس تصویب نامه ای، تاریخ هجری را به شاهنشاهی تبدیل كه از آغاز سال 1355 شمسی، سال 2535، در تمام مكاتبات رسمی و دولتی مورد استفاده قرار گیرد كه بیش از پیش بر خشم علما و مبارزان افزود.

در سال 1355، كارتر از حزب دموكرات رییس جمهور امریكا شد. یكی از محورهای تبلیغاتی او در انتخابات، مسأله حقوق بشر در جهان بود. از این رو از دولت های دوست خود از جمله ایران خواست كه حقوق بشر را رعایت كنند. شاه ناگزیر «فضای باز سیاسی» را اعلام كرد و این فرصت مناسبی برای گسترش انقلاب در داخل و خارج كشور بود.     

نخستین خشم انقلابی در روزهای 31 خرداد و اوایل تیر 1356، پدید آمد. در 29 خرداد دكتر علی شریعتی در لندن به نحو مشكوكی درگذشت. و شایع شد كه رژیم او را كشته است.

روز اول آبان 1356، آیت الله حاج سید مصطفی خمینی در نجف توسط عوامل رژیم شاه به شهادت رسید. این خبر امواج تازه ای در حركت فزاینده مردم ایجاد كرد و به دنبال آن نوار جدید سخنرانی امام (قدس سره) كه در روز دهم آبان ماه در نجف ایراد شده بود، به منزله دستورالعملی برای تشكل نیروها در مبارزه با رژیم بود. روز 17 دی 1356، در روزنامه اطلاعات مقاله ی اهانت آمیزی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم مستعار احمد رشیدی مطلق، علیه امام (قدس سره) درج گردید. شاه كه پس از سفر كارتر به ایران و تعریف و ستایش او از شاه، بیش از پیش مغرور شده بود، بر انتشار این مقاله صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر كرد.

انتشار این مقاله حركت جدیدی را در كشور پدید آورد. روز 19 دی، طلاب و عده ای از مردم قم مورد هجوم رژیم قرار گرفتند كه طی آن چند تن به شهادت رسیدند. پس از حوادث قم، امام (قدس سره) طی پیامی سلطنت شاه را غاصبانه و جائرانه خواندند و فرمودند(3):

كارتر و دیگر غارتگران مخازن ملت های مظلوم باید بدانند، محمدرضا، خائن و یاغی است و از سلطنت، مخلوع است.

اوج نهضتدر چهلم شهدای قم، از سوی مراجع تقلید عزای عمومی اعلام شد و در اكثر نقاط ایران مراسمی برگزار گردید كه از آن میان قیام مردم تبریز در 20 بهمن بود كه طی آن عدّه ای از مردم به شهادت رسیدند. نوروز سال 1357، عزای عمومی اعلام شد و مراسم پانزده خرداد به صورت بستن بازار و ماندن در خانه ها اجرا شد. بر اساس رهنمودهای امام (قدس سره) مراسم ماه رمضان 1357 و مجالس و سخنرانی ها، یكسره سیاسی و انقلابی و ضدِ رژیم شد.

در 28 مرداد 1357، جمشید آموزگار از نخست وزیری استعفا و مهندس جعفر شریف امامی مأمور تشكیل كابینه شد. وی دولت خود را با عنوان «دولت آشتی ملی» به صحنه آورد و خود را مذهبی و مقلد آیت الله شریعتمداری معرفی كرد. او تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه ها را تعطیل كرد، مطبوعات را آزاد اعلام و قول داد عوامل سوء استفاده كننده و فاسد را مجازات، زندانیان را آزاد، مالیات ها را كاهش، و حزب رستاخیز را منحل كند.

ادعاها و برخی اقدامات دولت جدید این بیم را پدید آورد كه ممكن است مبارزه به ركود كشیده شود و برخی از مراجع و پیشوایان مبارزه را به تسلیم بكشاند، از این رو امام (قدس سره) با ارسال پیامی به ملت ایران، این خطر را گوشزد كرد. روز 13 شهریور 1357، به مناسبت عید فطر نماز با شكوهی در قیطریه تهران به امامت آیت الله مفتح برگزار گردید كه نمایشی از قدرت مردم در مقابل استبداد بود. صبح 17 شهریور 1357، از طریق رادیو، در تهران و 12 شهر بزرگ كشور حكومت نظامی اعلام شد. اما مردم بی خبر و بی اعتنا به شرایط جدید، صبح همان روز در میدان ژاله تهران (شهدا) گرد آمدند و با هشدار نظامیان پراكنده نگشتند. تیراندازی آغاز شد، و فاجعه ای بزرگ پدید آمد كه به (جمعه سیاه) شهرت یافت. امام (قدس سره) طی اعلامیه ای بر ادامه ی مبارزه و ضرورت مقاومت تأكید كرد.

با آغاز سال تحصیلی 1358- 1357 شركت سازمان یافته دانشجویان و دانش آموزان در مبارزات خیابانی بیشتر و مؤثرتر گردید.

رژیم شاه كه  منشأ این قیام عمومی را در نجف و شخص امام (قدس سره) می دانست، در اندیشه اخراج ایشان از عراق افتاد. رژیم عراق با توصیه حكومت ایران ، امام (قدس سره) را دعوت به سكوت و یا خروج از آن كشور كرد كه ایشان راه دوم را انتخاب كردند و عازم كویت شدند، اما آن كشور به ایشان اجازه ورود نداد و از این رو، در تاریخ 13 مهر 1357، عازم فرانسه شد و در دهكده ی «نوفل لوشاتو» ساكن گردیدند. این هجرت، علی رغم تصور شاه، روح تازه ای به مبارزه بخشید.

در آبان ماه اعتصابات كاركنان شركت نفت، مخابرات، بانك ملی، سازمان آب، راه، رادیو و تلویزیون و ... بر دامنه مبارزات افزود. این اعتصاب ها دستگاه اداری كشور را به فروپاشی كشاند. در 14 آبان، ارتشبد غلامرضا ازهاری مأمور تشكیل كابینه شد. شاه طی یك پیام تلویزیونی گفت:

پیام انقلاب ملت ایران را شنیده است و وعده داد كه حكومت و دولت نظامی، موقتی است و پس از آرام شدن اوضاع، انتخابات آزاد برگزار، فاسدین مجازات، قانون اساسی اجرا و به طور كلی گذشته جبران خواهد شد. دولت ازهاری در نخستین گام، مطبوعات را تسخیر كرد و به دنبال آن اعتصاب مطبوعات آغاز شد كه تا پایان دولت او ادامه یافت. تظاهرات تاسوعا و عاشورای آن سال عملاً به صورت همه پرسی در آمد كه مردم شاه و رژیم او را منحل و جمهوری اسلامی را با رهبری امام (قدس سره) خواستار شدند. در پایان راهپیمایی روز عاشورا قطعنامه ای در 17 ماده خوانده شد كه در آن علاوه بر خلع شاه از سلطنت و تأیید رهبری امام (قدس سره) و استقرار حكومت عدل اسلامی، تأمین حقوق بشر، تأمین حقوق سیاسی كلیه ی افراد جامعه ، اجرای عدالت اجتماعی و تأمین حقوق كارگران و دهقانان، به عنوان اهداف نهضت اعلام شد.

دولت ازهاری نیز نه تنها نتوانست جلوی گسترش روز افزون انقلاب را بگیرد بلكه خود نیز به بستر بیماری افتاد. شاه این بار «شاپور بختیار» را كه اعضای قدیمی جبهه ی ملی بود به نخست وزیری انتخاب كرد. او با شعار «سوسیال دموكراسی» گام به جلو نهاد و اعلام كرد كه شاه چندی به مسافرت خارج از كشور خواهد رفت. ژنرال هایزر فرستاده ی مخصوص امریكا به ایران آمد و تلاش كرد ارتش را به حمایت و اطاعت بختیار وادار كند. تمهید دیگر شاه برای حفظ تاج و تخت خود، تشكیل «شورای سلطنت» بود.

در 26 دی، شاه به ناچار از ایران خارج شد. امام (قدس سره) دولت بختیار را غیر قانونی و او را مجرم و خائن دانست. مبارزه ی مردم همچنان ادامه یافت و امام (قدس سره) طی بیانیه ای رهنمودهایی برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ اموال عمومی به ملت ایران دادند و یادآور شدند كه به زودی اعضای «شورای انقلاب» را معرفی خواهند كرد. تظاهرات عظیمی در روز اربعین حسینی در تهران و سراسر ایران انجام شد. در تهران قطعنامه ای در 10 ماده خوانده شد كه در آن دولت بختیار غیر قانونی اعلام و از امام (قدس سره) تقاضا شده بود كه هر چه زودتر شورای انقلاب را معرفی كند. در 5 بهمن 1357، با تلاش اردشیر زاهدی و كمك دولت و ارتش، عده ای در تهران به عنوان حمایت از قانون اساسی راهپیمایی كردند.

در همان روزها اعلام شد كه امام (قدس سره) به زودی به ایران باز می گردد. به دستور بختیار فرودگاه های كشور بسته شد. تظاهرات مردم اوج بیشتری گرفت. سرانجام فرودگاه مهرآباد باز شد و در صبح 12 بهمن 1357 امام (قدس سره) همراه عدّه ای كه اكثراً تبعیدی سالیان پیش بودند، وارد ایران شد و از فرودگاه به بهشت زهرا رفت و در آن جا طی سخنانی دولت بختیار را غیر قانونی خواند و فرمود به زودی دولت را معرفی خواهد كرد. در روز 19 بهمن، عده ای از نظامیان نیروی هوایی ارتش به محل اقامت امام (قدس سره) رفتند و اطاعت خود را از رهبری انقلاب اعلام كردند. شب 21 بهمن، در نیروی هوایی درگیری مسلحانه بین عده ای از افراد این نیرو و گارد شاهنشاهی پیش آمد كه مردم به یاری نیروی هوایی شتافتند و بدین ترتیب درب پادگان ها به روی مردم باز شد و سلاح ها به دست مردم افتاد. سرانجام سران ارتش دست اندركار كودتا شدند و در روز 21 بهمن، از ساعت چهار بعد از ظهر حكومت نظامی اعلام شد. امام (قدس سره) اعلام كرد كه مردم به حكومت نظامی اعتنا نكنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراكز دولتی و نظامی و انتظامی ادمه دادند و تقریباً تمام این مراكز با اندك درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. در پایان روز 22 بهمن 1357، رژیم 2500 ساله پادشاهی و سلطنت 50 ساله پهلوی منقرض گشت و حكومت «جمهوری اسلامی» تشكیل شد. سرانجام در 12 فروردین 1358، طی همه پرسی با 2/98 درصد از آرای مردم، جمهوری اسلامی ایران رسماً اعلام و مستقر گردید.

پی نوشتها:

1-  هر یك از حواث و جریان های انقلاب اسلامی با توجه به تاریخ وقوع آن ها، به طور مبسوط در این كتاب ذكر شده است و در این جا فقط اشاره به سیر حوادث منجر به انقلاب منظور است.

2-صحیفه نور جلد 1،ص57-54،  13/3/1342

3-   صحیفه نور جلد2 ،ص14-11  2/11/1356

فرار شاه

فرار شاه از ایران

بعضی از تحلیل گران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه ی اول سال 1354، را نقطه ی آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانند. وقایعی كه در این سال رخ داد، به حسب ظاهر همه از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حكایت می كرد. درآمد نفت چهار برابر شد و به مرز سالانه 20 میلیارد دلار رسید كه با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار می آمد. شاه با اعلام یك سیستم تك حزبی در اسفند 1353، حكومت مطلقه خود را بر كشور تثبیت كرد، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو كشور كه براساس بیانیه ی الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانی های ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه ی كشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی كه بر اثر افزایش ناگهانی درآمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد. در این میان درباریان، به فكر راه انداختن جشن های تازه ای افتادند. این بار پنجاهمین سال سلطنت خاندان پهلوی را در آبان 1354، بهانه ای برای ریخت و پا ش های تازه قرار دادند. اسدالله علم یكی از معاونین خود، دكتر باهری را كه سوابق توده ای داشت برای سرپرستی برنامه های تبلیغاتی این جشن ها برگزید و ده ها  كتاب در وصف خاندان پهلوی كه هر یك با مقدمه ای با امضای علم آغاز می شد، انتشار یافت

در فوریه ی سال 1976، یعنی در زمان حكومت فورد و یازده ماه قبل از آن كه كارتر وارد كاخ سفید بشود، یك هیئت تحقیقاتی از طرف سازمان اطلاعات مركزی امریكا (سیا) به سرپرستی «ارنست اونی» گزارشی درباره ی خاندان سلطنتی و ساختار حكومت در ایران تهیه كرد كه در تیراژ محدودی در مجموعه ی نشریات محرمانه ی سیا چاپ و بین مقامات سیا و بعضی مقام های بالای امریكا توزیع گردید.(2) در این گزارش، خانواده ی سلطنتی ایران «كانون عناصر فساد و هرزه و شهوتران» معرفی شده و بیش از همه به شرح احوال اشرف پهلوی  به عنوان با نفوذترین و در عین حال فاسدترین اعضای خانواده پرداخته بود و شاه، را زمامداری خودكامه كه به جز افراد خانواده ی خود فقط با ده، دوازده نفر، كه رأس آن ها امیر اسدالله علم وزیر دربارش قرار دارد، محشور است «فقط از این عده اطلاعاتی را كسب می كند. او با كسی مشورت نمی نماید و دیگران فقط مجری تصمیمات او هستند. ایران عملاً تیول چهل خانواده است كه مقامات دولتی و تجارت را تحت كنترل خود دارند و بعد از آن ها 150 تا 160 خانواده ی دیگر هم هستند كه در درجه ی دوم اهمیت قرار گرفته اند و رده ی دوم مقامات سیاسی و فعالیت های بازرگانی كشور را اشغال می كنند. مجموع این خانواده ها كه 200 خانواده می شوند، جایگزین قدرت و نفوذ 1000 فامیلی شده اند كه امریكایی ها در گذشته از آن به عنوان خانواده ی حاكم بر ایران نام می بردند. گزارش سیا در تشریح نهادهای سیاسی در ایران می نویسد:

«دولت و پارلمان در ایران فاقد اختیار و قدرت نهادهای مشابه در حكومت دموكراسی هستند و عملاً جز صحه نهادن بر تصمیمات شاه و اجرای آن نقشی ایفا نمی كنند.»

شاه بعد از روی كار آمدن كارتر در سال 1977، درصدد جلب رضایت وی برآمد. نخست دولت سیزده ساله ی هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار تحصیل كرده ی امریكا را به صدارت گماشت و راهی آن كشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به كاخ سفید كه موجب پرتاب گاز اشك آور از طرف پلیس و اشك ریختن كارتر و مهمانانش شد،

]

 آغاز ناخوشی برای این سفر بود. اما شاه در همان دیدار نخستین با رییس جمهور جدید امریكا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری كند. در این مذاكرات، شاه جای هیچ گله و شكایتی برای امریكایی ها باقی نگذاشت، به طوری كه در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریكه ی سلطنت تكیه زده بود. ولی مشكلات اقتصادی و نابسامانی های ناشی از ریخت و پاش های گذشته از یك طرف و تشدید مخالفت ها با حكومت خودكامه و مفاسد و مشكلات ناشی از آن، به تدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید كه مهار آن روز به روز دشوارتر می شد. آموزگار در كار خود فرو مانده و هویدا هم كه به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ گونه كارشكنی در كار دولت فروگذار نمی كرد و سرانجام با انتشار مقاله ی توهین آمیز نسبت به امام خمینی« قدس سره» در روزنامه ی اطلاعات در 17 دی 1356، كاری ترین زهر خود را به حكومت آموزگار ریخت.

 این مقاله به ابتكار هویدا تهیه و شاه بر انتشار آن صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر كرد. سرانجام دولت آموزگار از كار بر كنار شد و شاه شریف امامی را كه مهره انگلیسی ها بود روی كار اورد تا بتوانددر كنار حمایت امریكا، رضایت انگلستان را نیز جلب نماید. انخاب شریف امامی به نخست وزیری هم هیچ یك از انتظارات شاه را بر نیاورد. عقب گرد ناگهانی رژیم در برابر مخالفان و آزادی مطبوعات، به گسترش فعالیت های مخالف رژیم انجامید. اقدام شتابزده ی رژیم در برقراری حكومت نظامی، فاجعه ی 17 شهریور میدان ژاله (شهدا) را آفرید. انعكاس جهانی این فاجعه رژیم را از اجرای مقررات حكومت نظامی بازداشت و تظاهرات و اعتصابات تازه ای را به دنبال آورد.        

تیراندازی به سوی دانشجویان و دانش آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و كشته و زخمی شدن تعدادی از آن ها، تظاهرات بی سابقه ی 14 آبان را در تهران به دنبال داشت. شاه همان روز با هلیكوپتر بر فراز شهر پرواز كرد و پس از مشاهده  ی شعله های آتش كه از صدها نقطه ی شهر زبانه می كشید، به كاخ نیاوران بازگشت و سفیران امریكا و انگلیس را نزد خود فرا خواند تا تصمیم خود را به تشكیل یك دولت نظامی به آن ها ابلاغ كند. سفیر امریكا نظر موافق واشنگتن را با استقرار یك دولت نظامی اعلام داشت. سفیر انگلیس نیز گفت:

دولت انگلستان آنچه را كه اعلی حضرت به مصلحت كشور خود تشخیص دهند، تأیید می كند. شاه پس از این ملاقات حكم نخست وزیری ارتشبد ازهاری را امضا كرد و فردای آن روز ضمن اعلام تشكیل دولت نظامی گفت كه صدای انقلاب ملت را شنیده و قول می دهد كه اشتباهات گذشته جبران شود.

دولت نظامی در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره ی امور كشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حكومت نظامی هم عملاً كارآیی خود را از دست داد، زیرا مقررات حكومت نظامی در مورد منع اجتماعات اجرا نمی شد.  حكومت نظامی به ویژه در مورد مطبوعات سختگیری كرد، ولی نویسندگان مطبوعات زیر بار سانسور نرفتند و دست به اعتصاب زدند و مردم بیش از پیش برای آگاهی از آنچه در كشورشان می گذشت به رادیوهای بیگانه روی آوردند. گسترش موج اعتصابات در سراسر كشور، بخصوص صنعت نفت، مملكت را به حال فلج كامل در آورد و درآمد ارزی كشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی كه در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ی ملی روی آورد و قبل از همه دكتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دكتر صدیقی پس از یك هفته مطالعه و مشورت، پاسخ ردّ داد. شاه از شاپور بختیار دعوت كرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیار كامل و خروج شاه از كشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه ناگزیر، تمام شرایط را پذیرفت.

با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیام های مردمی به رهبری امام خمینی قدس سره و كشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم های مختلف شهدا در تهران، تبریز، اصفهان ،مشهد و ...، و اعتصاب كارگران شركت ملی نفت و چاپ مقاله توهین آمیز احمد رشیدی مطلق علیه امام« قدس سره»، كنترل امنیت كشور از دست نیروهای رژیم و حتی حكومت نظامی خارج شد و پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شاه گردید.

در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول  بودند كه حل بحران، با حضور شاه در ایران امكان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد كرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامیازهاری در برقراری نظم و آرامش و رقع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، راه دیگری جز خروج از كشور نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت كنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رییس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یك هلیكوپتر وارد فرودگاه شدند.     

شاه در مصاحبه ی كوتاهی به خبرنگاران گفت:(1)

«مدتی است احساس خستگی می كنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این كه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اكنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترك می كنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی كه پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم كه دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.»

در مورد مدت سفر گفت:

«این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین كنم.»

ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترك كردند.

      

در آخرین روزها فرح كوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این كار مشكلی را حل نخواهد كرد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده ی سلطنتی تنها فرح مانده بود كه او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی كمتر از یك ماه پس از فرار شاه سقوط كرد و طومار عمر رژیم سرتاسر ظلم و جور 2500 ساله ی شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.

پی نوشتها:

1-    غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص 314-313.

2-    محمود طلوعی، پدر و پسر، ناگفته ها و ناشنیدنی ها از زندگی و روزگار پهلوی ها، ص 753-751.

تئوری نور از نظر امام جعفر صادق(علیه السلام)

یکی از بدایع علمی امام صادق(ع) نظریه ی او راجع به نور است.ایشان گفته اند که نور از طرف اشیاء بسوی چشم ما می آید و از آن نور که از طرف هر شیء به سوی چشم ما می آیدفقط قسمتی به چشم ما می تابد و به همین دلیل ما اشیاء دور را به خوبی نمی بینیم و اگر تمام نوری که از یک شیء دور بسوی چشم ما می آید به دیده برسد ما شیء دور نزدیک خواهیم دید و اگر بتوان چیزی ساخت که بدان وسیله تمام نوری که از یک شیء دور می آید به چشم تابانید در صحرا شتری را که در فاصله ی سه هزار ذرع می چرد در فاصله ی شصت ذرعی دیدیعنی با پنجاه بار آن را نزدیکتر مشاهده خواهیم کرد.

این تئوری بوسیله ی شاگردان امام صادق(علیه السلام)به اطراف رفت و بعد از اینکه در جنگ های صلیبی تماس بین شرق و اروپا زیاد شد به اروپا منتقل گردید و در دانشگاه های اروپا تدریس شد و یکی از مدرسین شناخته شده این تئوری راجر بیکون انگلیسی استاد دانشگاه آکسفورد در انگلستان بود.

تئوری او راجع به همان است که امام جعفر صادق(ع)فرمودو مثل امام(ع)اظهار کرد اگر چیزی بسازیم که تمام نور اشیاء دور دست را به چشم ما برساند ما آنها را پنجاه برابر نزدیکتر خواهیم دید.

همین نظریه بود که سبب گردید در سال ۱۶۰۸ میلادی لیپرشی فلاماندی اولین دوربین را اختراع کرد و همان دوربین است که نمونه ای شد برای اینکه گالیله معروف بتواند دوربین فلکی خود را در اولین ماه سال ۱۶۱۰ میلادی بکا انداخت و بوسیله ی آن آسمان را رصد کرد.

همچنین امام جعفر صادق(ع) نظریه هایی راجع به حرکت و سرعت نور و تئوری های لیز ر بصورت ساده داشتند که بیانگر قدرت بسیا ر بالای ایشان در مفاهیم علمی بوده است.

                     السلام علیک یابن رسول الله یا جعفر صادق